تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 37

مساهمون:

صمقدمه ٣٧
ونيز از قرائن تقدّم عربى اينست كه در جدول درجه‌هاى سعادت افزاى وآبار ( ص 424 نسخهء فارسي حاضر ) مينويسد « درجتهاى سعادت افزاى بسياهى نبشته وآبار بسرخى » . ودر همهء نسخ فارسي كه بنظر نگارنده رسيده هر كدام از درجه‌هاى سعادت افزاى وچاهها را بسطرى از جدول اختصاص داده وبنابراين محتاج بتميز سياهى وسرخى نبوده است . بخلاف درجه‌هاى نر ومادة مثلا در ( ص 420 نسخهء فارسي حاضر ) كه چون همه را در يك سطر نگاشته اين امتياز لزوم داشته است . امّا در نسخ عربى مينويسد : « درجات السّعادة والآبار » وأرقام را در جدول عينا مثل درجات مذكّر ومؤنّث مخلوط ثبت كرده وبراي تميز آنها از يكديگر محتاج باختلاف رنگ بوده است . بالجملة اين امتياز مناسب روشى است كه در عربى بكار برده ودر فارسي امرى است كه هيچگونه لزوم وجز مزيد امتياز هيچ فائده ندارد . پس چنين مينمايد كه عينا از عربى نقل كرده وبتجديد نظر در اين جدول بخصوص تصرّفى نموده است . ولكن اطمينان كامل نداريم كه اين تصرّف از خود أستاذ است يا از آنها كه نسخه را كتابت كرده‌اند . چه در نسخه‌هاى خطّى با اينكه دو سطر است باز درجه‌هاى ( سعادت فزاى ) را بسياهى و ( چاهها ) را بسرخى نوشته‌اند . با وجود قرائن ودلائل متعارضه باز نگارنده نظر بجهاتى كه در طول مدّت مقابله
هامش
وأمثال آنها ، وهمچنين شعرا از قبيل أبو العبّاس أعمى آذربايجانى وزياد أعجم اسطخرى وإسماعيل بن يسار نسائي وأبو نواس اهوازى وبشّار بن برد طخارستانى ومهيار ديلمى وأبو الفتح بستى وأمثال ونظائر آنها ، همگى ايرانىنژاد وفارسي زبان وبعضي بتعبير عربها موالى بودند وطبعا بفارسى فكر ميكردند وآنگاه بعربي مينوشتند ، واز اين رهگذر أسلوب انشاء عربي را بطورى تغيير دادند كه بسبك فارسي نويسى بىشباهت نبود وهمين كه روابط كلمات ومختصّات ضروري عربى را از عبارات بر ميداشتى تبديل بشيوهء فارسي ميشد ؟ خلاصه بايد وارسى كرد كه شباهت نثر فارسي بترجمهء عربى آيا بواسطهء تأثير زبان عربى است در فارسي يا بعلّت تأثير روح إيراني است در ادبيّات عرب ؟ نگارنده عقيدهء خود را در جاى خود با ادلّه وبراهين نوشته است .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 37 | أبو ريحان البيروني