بگفتار ديگر ميپردازيم .
كتاب التّفهيم فارسي وعربى
ابوريحان در دو زبان پارسى وتازى أستاذ واز همهء علما ودانشمندان عصر خويش در انشاء اين هر دو زبان زبردستتر وفصيحتر وبليغتر بود . احاطهء وى بنكات ودقايق زبان فارسي وعربى بحدّى است كه اگر جز اين هيچ فضيلت ديگر نداشت شايسته بود كه أو را در رديف بزرگترين ادباى فارسي وعربى ودر عداد برگزيدهترين مفاخر ملّى خويش شمار كنيم چه جاى اينهمه فضل وفضيلت كه در وجود يگانهء وى جمع بود .
آثار ابوريحان در زبان عربى فراوان است . امّا در فارسي يگانه اثرى كه از أو باقي مانده همين كتاب تفهيم است كه بعقيدهء من اگر همهء جهات را از قبيل اشتمال بر مواضيع علمي وفوائد تاريخي وقدمت وصحّت واعتبار مطالب واهميّت أدبي وأمثال اينها در نظر بگيريم ، بىشبهه بزرگترين وبهترين يادگارهاى فارسي است ودر سراسر آثار فارسي بعد از اسلام هيچ نظير ومانندى براي آن نتوان يافت .
هامش
از روى اين محاسبه وتطبيق كه أبو المحامد كرده است تا حدّى طريق محاسبهء قرانات نسبت بسنين هجرى معلوم وهر خوانندهاى بطرز حساب واستخراج راهنمائى ميشود .
امّا طرز احكام منجّمان را نمودارى هم در حواشي پيش نقل كرديم . وكتب احكام مخصوصا آنچه راجع بادوار ألوف وقرانات نوشتهاند انباشته از اينگونه حكمهاست . وليكن أستاذ ما بأمثال اينگونه مباحث تا آنجا ميپردازد كه مربوط بمبادى علمي ميشود . وباحكام منجمان گزافه باف أصلا معتقد نيست .
تأسف اينجاست كه بعض بىخردان عوام شايد اين مرد بزرگ را كه در دانشمندان جهان يكتا وبىهمتاست جزو منجّمان طالع بين وفالگير بشمارند .
دريغا كه بسيارى از علما وبرگزيدگان ومفاخر بشر دستخوش أوهام عاميان سست خردند تا أستاذ نابغهاى همچون بوريحان را خاكشان بدهان طالع بين وفالگير وعالمي با معرفت همچون خيّام را شهوتپرستى سينه چاك وعارفي حقيقت بين همچون مولوى وحافظ را ياوهگوئى بىادراك بشمارند !مه فشاند نور وسگ عوعو كند * هر كسى بر طينت خود مىتندهيچ از بانگ علا لاي سگان * كي شنيدى ره بتابد كاروان