نوشته است . ونيز قران كوكب سبعه در برج ميزان كه در سال 582 هجرى قمري واقع شد « 1 » ومنجّمان كه ظاهرا انورى شاعر معروف هم در جزو آنها بود حكم بطوفان باد كردند واز اين پيشگوئى خلقي بزحمت افتادند وبالآخرة معلوم شد كه حكم منجّمان بىبنياد وسراسر بر باد بوده است . ودر اين طوفان مضمون بدست شعرا افتاد وخاقانى وظهير فاريابى وگويندگان ديگر اشعار ساختند وچگامهها پرداختند .
گويا اين پيشگوئى كه پادشاهى جهانگير وصاحبقران ظهور خواهد كرد نيز در زمان مسعود سعد شهرت داشته وظاهرا اين حكم را هم از روى قران كواكب يا قران علويّين بخصوص كه دليل جهانگيرى است استنباط كرده بودند . واستناد باين خبر منحصر به مسعود وابيات مزبور نيست . بلكه شعراى ديگر وخود مسعود نيز در قصايد ديگرش اشاره باين پيشگوئى منجّمان كردهاند .
مسعود هم در مدح سيف الدّوله محمود ميگويد :
شاها نظام يابد هندوستان كنون * زان خنجر ز دودهء هندوستانيا
صاحبقران تو باشى واينك خدايگان * دادت بدست خاتم صاحبقرانيا
أبو الفرج رونى نيز در مدح همان سيف الدّوله گويد :
شاها نظام ملك وقوام جهانيا * با دولت مساعد وبخت جوانيا
گردون ترا سگالدو كيخسروى دهد * اينك بنقد والى هندوستانيا
ايدون شنيدهايم كه صاحبقران شود * همنام تو كسى وتو گوئى همانيا
نيز مسعود در فتح قلعهء اكره بدست سيف الدّوله گويد :
هامش
( 1 ) - علاوة بر دلائل فنّي كه واقعهء قران هر هفت ستاره در برج ميزان جز در سال 582 هجرى قمري نبوده وشرحش موجب اطناب است بهترين دليل نوشتهء أبو الشّرف ناصح بن ظفر بن سعد منشى جرفادقانى مترجم تاريخ يميني است كه خود در اين واقعه حاضر بوده ودر ذيلى كه بر ترجمهء يميني در سال 603 يا 604 نوشته آنرا شرح داده است « در شهور سنهء اثنى وثمانين وخمسمائة كواكب هفتگانه را در برج ميزان اتفاق اجتماع افتاد ومدّتها بود كه در أفواه افتاده بود ومنجّمان در كتب احكام آورده كه در اين زمان طوفان باد باشد » الخ . . .
عليشاه خوارزمي هم در كتاب أشجار وأثمار در مبحث قرانات دربارهء حكم انورى بطوفان باد گفتگو كرده وشرحي در اين موضوع نوشته است .