ابوريحان كه در اين فن شهرت داشته نسبت داده است . ضمنا بايد دانست كه قافيه بودن تفهيم با قوافى ديگر قصيدة مخصوصا كلمهء إبراهيم پدر ممدوح كه أساس قصيدة روى آن ريخته شده است ، در دادن مجال بشاعر كه نميخواست از سر قافيهاى باين خوبى ومستعدّى ومعتبرى بگذرد براي ارتكاب سهو يا عمد يا بىقيدى باينگونه روايات بىاثر نيست « 1 » .
امّا اين بيت مسعود :
منجّمان همه گفتند كاين دليل كند * بحكم زيج بتانى كه هست در تقويم
مقصود جز اين نتواند بود كه منجّمان از روى زيج بتّانى ( أبو عبد اللّه محمّد بن جابر متوفّى 317 ) مواضع وحركات وديگر أحوال ستارگان را كه براي زايجهء احكام عالم بكار ميآيد استخراج كردهاند . امّا خود حكم كه چنين وچنان خواهد شد از احكام نجوم ووظايف منجّمان است نه كتاب زيج .
اتّفاقا أستاذ ابوريحان هم در كتاب تفهيم در مواضع اوجات وجوزهرّات ومواضع سيّارگان اعتماد بزيج بتّانى كرده است ( ص 136 ) .
پيشينيان باحكام نجوم مخصوصا قرانات اهميّت بسيار ميدادند . ودر اينباره داستانها ووقايع تاريخي بسيار است . از آنجمله قران شش كوكب است ( كواكب سيّاره غير از زحل ) در برج حوت در سال 489 هجرى قمري كه منجّمان حكم بطوفان آب كردند نظير طوفان نوح وابن عيسون منجّم خاطر خليفه المستظهر باللّه عبّاسى را تا حدّى از اين وحشت ودغدغه آسوده كرد . وتفصيل اين واقعه را ابن أثير در وقايع سنهء 489
هامش
( 1 ) - در كتاب فلك السّعاده كه مرحوم اعتضاد السّلطنه عليقلى ميرزا در ردّ احكام نجوم نوشته است هم مينويسد « اين حكايات كذب بين است چنانكه مسعود سعد سلمان در مدح إبراهيم بن مسعود بن يمين الدّوله محمود گويد : بسال پنجه أزين پيش گفت بوريحان الخ ، وابدا چنين حكمي در تفهيم يافت نميشود بلكه سبك أو حكم آتيه در تصانيف خويش نيست الّا بطريق ندرت » .
امّا اينكه مرحوم اعتضاد السّلطنه قصيدة را در مدح إبراهيم بن مسعود نوشته ظاهرا سهو قلم است چه قصيدة در مدح سيف الدولة محمود بن إبراهيم بن مسعود است نه إبراهيم بن مسعود .
نگارنده پس از نوشتن اين فصل برخوردم بروايتيكه در مقدمهء ديوان مسعود از مقالهء أستاذ دانشمند آقاى ميرزا محمد خان قزوينى در شرح أحوال مسعود سعد سلمان نقل شده است كه اين پيشگوئى « بسال پنجه أزين پيش گفت بوريحان » در كتاب تفهيم نيست وظاهرا مسعود برعايت قافيه نام از تفهيم برده است .