واز روى موضع سهم ملك ، وصاحب وى از طالع سال قران يا وقت قران وناحيت عرض كوكب مستعلى در قران ، وبرج قران وبرج طالع ، ناحيهء صاحب دولت را استخراج ميكنند . وشهرهاى أوتاد طالع قران وبرج قران را دليل بر شهري ميگيرند كه دولت در آن ظاهر ميشود .
ودر باب قرانات ميگويند كه سرطان ومشترى هر دو دليل عراق است ، وعقرب وزهره هر دو دليل عرب ، وميزان وزحل دليل روم ، وجدى وعطارد دليل هند ، وأسد ومرّيخ دليل ترك ، وشمس ودلو دليل پارس است . ودر منسوبات كواكب بطور كلّى هندوستان را منسوب بزحل ميدارند .
متمّم اين مقدّمات كه گفتيم ، بايد بدانيم كه أستاذ ابوريحان در كتاب التّفهيم حاضر ص 207 راجع بقرانات واقسام ومدّت دور هر قرانى بنظر كلّى علمي مطابق عقيدهء خويش شرحي نوشته است كه با نوشتههاى ديگر استادان فنّ نجوم تفاوت دارد ، واز روى اساسيكه وى در اين كتاب طرح فرموده است نتيجهء استخراج طورى درميآيد كه با استخراج منجّمان ديگر تفاوت خواهد داشت .
آخرين محملى كه براي صحّت انتساب « بسال پنجه أزين پيش گفت بوريحان » بنظر ميآيد آنستكه چون ادوار قرانات را مطابق عقيدهء أستاذ ابوريحان حساب كنى با رعايت جهات ديگر كه در اينگونه استنباطها مدخل دارد ، شايد نتيجة اين ميشود كه در سال 469 پادشاهى صاحبقران در كشور هندوستان ظهور خواهد كرد ؟ . واين استنباط منافاتى با بىاعتقادى أستاذ باحكام نجوم ندارد . چرا كه محاسبهء قرانات كه ابوريحان فرموده ، يك محاسبهء رياضى است عينا مثل محاسبهء كسوف وخسوف . واگر بر اين محاسبه مانند كسوفات وخسوفات كه منجّمان ميگويند ، احكام نجومى بار كنى ، بگردن عالم رياضى نيست ، هرچند با مبناى علمي أو محاسبه شده باشد .
واگر مقصود مسعود اين نباشد وحسن ظنّى بگفتار وى داشته باشيم ومانند بعض گويندگان ونويسندگان ياوهگو وگزافبافش ندانيم ، چارهاى نيست جز اينكه بگوئيم چيزى در كتب احكام واستخراجهاى منجّمان ديده ودر اثر تخليط حافظه آنرا بتفهيم
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 18
مساهمون: أبو ريحان البيروني
صمقدمه ١٨