طالع ومحاسبهء قرانات وادوار ألوف وديگر مقدّمات ومبادى عملي ميباشد أصلا از موضوع ووضع تأليف اين كتاب كه خود أستاذ معيّن كرده خارج است .
با اين مقدّمات چگونه باور توان كرد كه ابوريحان مانند منجّمان حشوى چنين پيشگوئى را با اين صراحت در كتابي كه أصلا براي اينگونه احكام ساخته نيست نوشته باشد ؟ !
نگارنده چون نخواسته است كه گفتار مسعود سعد را حتّى الامكان واهى وبىاساس ودروغ وافتراء محض فرض كند ، در اين باره همه نوع احتمال داده وآخرين محملى كه با قيد شكّ وترديد براي تأويل سخن وى پيدا كرده اين است كه :
كلمهء صاحبقران كه در زبان شعرا ونويسندگان متداول شده بمعنى پادشاه عادل جهانگيرى است كه مدّت دولتش پايدار باشد . واين تعبير را از روى احكام نجومى گرفتهاند . زيرا اثر بعض قرانات كواكب همچون قران زحل ومشترى در بيت طالع ، دليل است بر اينكه مولود پادشاهى عادل وجهانگير وملكش پايدار وبا دوام است « 1 » .
حادث شدن أحوال بزرگ مثل طوفان وتغييرات كلّى در عالم وظهور پادشاهان در هر اقليمى ومدّت سلطنت ايشان را ، منجّمان از روى قرانات استخراج ميكنند .
در ثمرهء بطلميوس مينويسد « لا تغفل عن المأة والعشرين قرانات التي للكواكب المتحيّرة فانّ فيها علم أكثر ما يقع في عالم الكون والفساد » . ادوار ألوف وادوار فصول وكسوفات نيز در استخراج احكام عالم بكار ميآيد . امّا براي ظهور اشخاص بزرگ ودعوتهاى نامدار ومدّت دوام آنها ، قرانات مخصوصا بيش از هر چيزى مأخذ استخراج است . ودر كتب قرانات كه از همه مشهورتر قرانات أبو معشر
هامش
( 1 ) - مقصود از 120 قران قرانهاى دوگانى است از دو ستاره كه شمارهاش 21 ميشود ، وقرانهاى سهگانى ( 35 ) وچهارگانى ( 35 ) وپنجگانى ( 21 ) وششگانى ( 7 ) وهفتگانى ( 1 ) . ومجموع آنها 120 قسم قران است .