مسعود سعد به ابوريحان نسبت ميدهد أصلا در كتاب تفهيم وجود ندارد .
نگارنده پيش از اينكه دست بكار تصحيح وطبع اين كتاب كنم اشعار مسعود را در خاطر داشتم ومخصوصا در جستجوى اين مطلب بودم وچهار نسخهء قديم فارسي ودو نسخهء عربى را كه در دست داشتم نه يكبار ودو بار بلكه چندين بار براي مقابلهء نسخهها وهمچنين براي تصحيح أصل ونمونههاى مطبعه از ديباچه تا خاتمه با دقّت وغور رسى هرچه تمامتر از زير نظر گذرانيدم واز نسبتي كه مسعود به ابوريحان ميدهد در اين كتاب اثرى نيافتم .
در آغاز كار كه هنوز تمام چند نسخه را وارسى ومقابله نكرده وپىجوئى وكوشش خود را در اين باره بنهايت نرسانيده بودم ، احتمال ميدادم كه نسخهء ما ناقص يا نسخ موجوده تلخيص از كتاب مفصّلترى باشد . امّا اكنون كه بقدر وسع طاقت وامكان دربارهء أحوال أستاذ ابوريحان وكتاب التّفهيم ومؤلّفات ديگر وى كوشيده وبذل جهد كردهام اطمينان دارم كه چنين مطلبي با اين صراحت كه مسعود سعد ميگويد نه تنها در كتاب تفهيم وجود ندارد بلكه أصلا اينگونه پيشگوئيها از روى احكام نجوم كه بتعبير خود أستاذ مخصوص « منجّمان حشوى » « 1 » است از وى كه بهيچوجه اعتقادي باحكام نجوم نداشت بىاندازه غريب ودور مينمايد .
أستاذ ابوريحان در اين كتاب وديگر تأليفات خويش همه جا منجّمان حشوى وغيبگويان نجومى را نكوهش كرده وبىعقيدگى خود را باحكام نجوم وسستى وآشفتگى قياسهاى اين فنّ را مكرّر تصريح فرموده است . از جمله در ص 316 از كتاب تفهيم حاضر عبارتى بىاندازه لطيف ودلپسند دارد : « ونزديك بيشترين مردمان احكام نجوم ثمرهء علمهاى رياضى است هرچند كه اعتقاد ما اندر اين علم واندر اين صناعت مانندهء اعتقاد كمترين مردمان است » . ودر ص 360 دربارهء احكام نجوم ميفرمايد :
« أصل اين حديث سستى مقدّمات اين صناعت وآشفتگى قياسهاش است » . ودر ص 400 در نكوهش منجّمان حشوى ميگويد : « وبحق نشنوند ( نشوند ، خ ) وكي باز
هامش
( 1 ) - چند موضع از كتاب التّفهيم از قبيل صفحات 399 ، 400 ، 536 ، 538 .