جزاهم اللّه خيرا اينما نزلوا * لقاهم اللّه رشدا حيثما صاروا
پاداش دهاد ايشان را خداى نيكى ، هرجا كه فرود آيند . پيش آرد ايشان را خداى راه راست يافتنى ، هرجا كه بشوند .
انّا مواليهم بالرّقّ لو قبلوا * ان انصفونا على الهجران او جاروا
بهدرستى ما مولايان ايشانيم به رقّ - يعنى بندگى - اگر كه پذيرند ، اگر انصاف دهند ما را بر جدائى يا ستم كنند .
لو يقبلون اعتذرنا عن ذنوبهم * فعن ذنوبهم فى الحبّ اعذار
اگر پذيرند عذرخواهى ما از گناههاى ايشان ، كه از گناههاى ايشان در دوستى عذرها است .
و قال ايضا :
حمامة وادى الغضا خبّرينا * عن الدّار و الجيرة الظّاعنينا
اى كبوتر وادى تاغ « 1 » خبر ده ما را از سراى و از همسايگان كوچكنندگان .
و ربع الّذين غدو بالحمى * سقى اللّه ربع الحمى و اللّذينا
و از سراى آنكسان كه بشدند به بازداشت جاى ، آب دهاد خداى سراى آن كسانى كه شدند به بازداشت جاى و آن كسانى كه
اضاعوا المواثيق ام حافظوا * و داموا على العهد ام خالفونا
ضايع كردند زينهارها را يا نگاهداشتند و هميشه شدند بر عهد يا خلاف كردند ما را .
فان نقضوا من قوى حبله * فانّا لاسبابه مبرمونا
اگر تاب بازدارند از توهاى رسن عهد ، پس بهدرستى ما مر رسنهاى عهد را سخت پايندهايم .
رعى اللّه ايّامنا السّالفات * بنجد و اقوامنا السّالفينا
نگاه دارد خداى روزهاى ما را گذشته به نجد ، و مردان ما را گذشتگان .
نزلنا و قد عرّج الرّكب فيها * نزور معاهدها راجلينا
هامش
( 1 ) . تاغ بر وزن باغ : « درختى است كه چوب آن را هيزم سازند و آتش آن بسيار بماند ، و به عربى غضا گويند » برهان .