موطن - جاى باش « 1 » ، قبض - فراز كردن « 2 » ، بسط - باز كردن « 3 » ، كلال - ماندگى « 4 » ، نحيف - نزار « 5 » ، طالب - جويان « 6 » ، ساكن - باشنده « 7 » ، امل - بدوس « 8 » علاوه بر مفرداتى كه نمونهاى از آنها ذكر شد عبارات و تركيبات با بهترين شكلى به فارسى ترجمه شده مانند :
بنات الفكر - دختران انديشه « 9 » ، وليل وصال - و بسا شب پيوستى « 10 » جاحظ العين - برون دوشيدهديده « 11 » ، اهلا و مرحبا - بر خويشاوندان آمدى و بهفراخى آمدى . « 12 » .
رسم الخط و املاء
يكى از ويژگيهاى اين كتاب مربوط است به رسم الخط حروف و املاء كلمات آن :
1 - حروف د ، ر ، س ، ص ، ط ، كه اكنون جزو حروف بىنقطه بهحساب مىآيند درين كتاب به صورت نقطهدار ديده مىشود نقطه آنها در ذيلشان گذاشته مىشود ، جز « س » كه داراى سه نقطه است بقيهء آنها يك نقطه دارند .
2 - بعضى از كلمات به دو شكل نوشته شده مثلا تلخ در ص 12 و ص 83 با « ط » و بقيه موارد با « ت » نوشته شده .
3 - لفظ « اميد » جز يكى دو مورد بقيه بهصورت « اوميد » نوشته شده ، البته در متون نظم و نثر باقىمانده از قرن ششم و هفتم نيز همين كلمه را بدين شكل مىبينيم ، از آن جمله در مثنوى مولوى ، مانند بيت ذيل :
گفت از تو كى چنين پنداشتم * از تو من اوميد ديگر داشتم
4 - « كه » نيز گاهى بهشكل شكسته ، بعضى موارد بهصورت معمولى آن با « كاف » و « ه » و زمانى هم بهشكل « كى » « 13 » نوشته شده و در تركيب با « آن » « ه » از آخرش حذف شده . نظير مورد اخير در متونى مانند مثنوى نيز بهچشم مىخورد كه از آن جمله است :
هامش
( 1 ) . ص 12 .
( 2 ) . ص 26 .
( 3 ) . ص 36 .
( 4 ) . ص 29 .
( 5 ) . ص 29 .
( 6 ) . ص 91 .
( 7 ) . ص 57 .
( 8 ) . ص 80 و 85 .
( 9 ) . ص 92 .
( 10 ) . ص 33 .
( 11 ) . ص 31 .
( 12 ) . ص 75 .
( 13 ) . ص 55 ، ص 71 و ص 84 .