همه بر سران افسران گران * به زر اندرون پيكر از گوهران
. . . * . . .
كه درمان اينكار يزدان كند * مگر كاين غمان بر تو آسان كند
5 - همانطوركه در متون كهن نظير شاهنامهء فردوسى ملاحظه مىكنيم ، لفظ « مر » گاهى قبل از مفعول بىواسطه ، و زمانى پيش از مسند اليه يا فاعل درمىآيد ، از آن جمله است موارد ذيل :
تهمتن بسيجيد مر جنگ را * برافراشت از كين دل تنگ را
منوچهر فرمود تا برنشست * مر آن پاكدل مرد يزدانپرست
درين كتاب نيز بدانگونه است . به جملات ذيل توجه فرمائيد :
« بدرستى ما مرين پسران را ضبط آرندگانيم . » « 1 »
« بر پنجهء من فامى است مر آهنهاى سرنيزه را واجب است ، و مر جام را راههاست جز پنجهء من جايهاى رفتن » . « 2 »
6 - در كلّيهء مواردى كه ما امروز كلمهء « نزد » را بهكار مىبريم ، لفظ « نزديك » را بهكار برده ، نظير عبارات ذيل :
« ملك به نزديك من نشاط جوانى است و درويشى به نزديك من نايافتن شراب است و زشتى به نزديك من بىادبى است و قحط به نزديك من اندكى ياران است و بخيلى به نزديك من جستن پاداش است و ديو به نزديك من ديدار دروغگوى است و مال به نزديك من شيريفترين هنرهاست و عفو به نزديك من بليغترين عقوبتهاست . » « 3 »
گاهى بهجاى « براى من » ، « از جهت مرا » نوشته كه از آن جمله است در عبارت ذيل :
« بگفت : على صفت كن اين اسب را از جهت مرا و كوتاه گوى . » « 4 »
بر خلاف معمول امروز كه ما رخ را بر تمام صورت اطلاق مىكنيم ، درين كتاب رخ به يك طرف صورت گفته مىشود . « 5 » نظير آن را در متون ادبى كهن نيز مىبينيم ، از جمله
هامش
( 1 ) . ص 10 .
( 2 ) . ص 18 .
( 3 ) . ص 5 .
( 4 ) . ص 94 .
( 5 ) . ص 16 ، 25 و 26 .