ويژگىهاى نثر فارسى كتاب
1 - تعداد واژههاى عربى در آن به حد اقل مىرسد ، مثلا اين دو بيت كه از ابو اسحق صابى است چنين ترجمه شده است :
تشابه دمعى اذ جرى و مدامتى * فمن مثل ما فى الكأس عينى تسكب « 1 »
فو اللّه ما ادرى ابا لخمر اسيلت * جفونى ام من ادمعى كنت اشرب « 2 »
ترجمه : ماننداك يكديگر شد اشك من آنگاه كه برفت و شراب من از ماننداك آنكه در جام است چشم من مىبريزد .
بخداى نمىدانم مى را فرو رها كرده است پلكهاى چشم من يا از اشكهاى خود بودم مى بيآشاميدم .
ملاحظه مىشود كه در ترجمهء اين دو بيت فقط يك كلمهء عربى بهكار گرفته شده ، نظير مورد فوق درين كتاب زياد ديده مىشود ، البته هميشه اينطور نيست بلكه پارهاى از موارد بيش از 2 يا 3 كلمهء عربى در عبارات ديده مىشود از باب نمونه به دو بيت ذيل از ابو منصور كاتب و ترجمهء آن توجه فرمائيد :
لم ابك ان رحل الشباب و انّما * ابكى لان يتقارب الميعاد « 3 »
شعر الفتى اوراقه فاذا ذوى * جفت على آباره الاعواد « 4 »
نگريستم كه كوچ كردست جوانى و بهدرستى مىبگريم كه نزديك شده است وعده يعنى رفتن .
موى جوان برگهاى وى است ، چو پژمرده شود خشك شود بر پى آن چوبها .
2 - واژههائى كه در ساختمان جملات بهكار گرفته شده ، از جمله واژههاى معمول در قرنهاى پنجم و ششم و هفتم است كه مترادفات عربى آنها هنوز راهى به زبان پارسى نيافته و يا اگر احيانا در نظم و نثر واژههاى عربى معادلشان ديده مىشود جنبهء اتفاقى داشته و بهصورت همگانى و متداول نيست ، حال آنكه در اعصار بعد درست عكس اين
هامش
( 1 و 2 ) . اين ابيات در يتيمة ج 2 ص 257 و در جواهر البلاغة ص 275 ديده مىشود .
( 3 و 4 ) . ر . ك : وفيات ج 1 ، ص 454 و ريحانة ج 3 ، ص 421 .