تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 19

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٩
كردم ، گاهى هم مشكلات به‌سادگى قابل‌حل بود ، زيرا شعر مربوط به شاعرى معروف و نامى ، نظير سيد رضى ، ابو العلاء المعرى ، ابن الرومى و مانند ايشان بود كه هم اشعارشان در منابع و مراجع مختلف ديده مىشد و هم ديوان آنها چاپ و منتشر شده و در دسترس قرار داشت بنابراين در اين‌گونه موارد تحقيق به‌سادگى صورت مىگرفت . البته عكس اين قضيه هم صادق بوده زيرا بعضى اوقات شعر شعراى معروفى مانند مسعود سعد سلمان و رشيد وطواط با وجود آنكه ديوانشان در دسترس بود پيدا نمىشد ، زير آن ديوان مربوط به اشعار فارسى ايشان بود نه عربى ، خوشبختانه در اين‌گونه موارد و مواردى كه به اشعار شعرائى گمنام برخورد مىشد اشكالات غيرقابل حل كم بود . بطورخلاصه ، حدود دو سال و نيم بالغ بر نود و چند كتاب را زير و رو كردم كه گاه بعضى از آنها خود حدود بيست مجلد را شامل مىشد ، تا اينكه بطور پراكنده يك بيت ، يك بيت ، و گاه بيشتر ، ابهام اشعار را كه عموما عربى بود بر طرف نمودم تا بالاخره مطمئن شدم متن عربى كتاب جز چند مورد كه خوانا نبود درست خوانده شده . به موازات اين تحقيق در قسمت متن عربى از بررسى در مورد ترجمهء فارسى آن نيز غافل نبودم ، البته در اين قسمت هم اشكالات كمتر از آنچه در مورد متن عربى گفته شد نبود ، در اينجا خود كتاب و كتب لغت كليد حل معما بودند ، گاه بعد از بررسىهاى طولانى و مراجعه به كتب مختلف لغت ، موفق به خواندن واژه‌اى گرديده و آن مشكل را پشت‌سر مىگذاشتم . بعدا كه در صفحات ديگر كتاب با همين واژه روبرو مىشدم به‌سادگى از آن مىگذشتم زيرا به مصداق معما چو حل گشت آسان بود مسأله‌اى حل شده بود . از باب مثال بايد عرض كنم كلمهء « ابتذال » در صفحهء اول كتاب « كنانگى » ترجمه شده بود ، ترديد داشتم كه اين لغت را درست خوانده باشم . به فرهنگ‌ها مراجعه كردم ، شكّم بر طرف شد و مطمئن شدم كه اين واژه را به‌طور صحيح خوانده‌ام ، بعدا همين لغت را در صفحات 12 ، 15 ، 21 ، 24 ، 26 ، 63 كتاب در مورد ترجمهء كلمات مخلق ، خلق ، تلد ،