اما من اعتقاد دارم كه اين ترجمه از موفق بن طاهر است ، زيرا او اين ترجمه را صرفا براى درك متن عربى و استفادهء شخصى در ذيل عبارات آن نوشته و چون اينكار در مقام مقايسه با عظمت كار مؤلف دانشمند كتاب ، بهنظر خودش ناچيز مىنموده لذا اشارهاى به اين مطلب نكرده « كه ترجمه از آن مستنسخ است » .
كارهاى انجام شده روى رساله
نخستين مرحلهء كار خويش را با خواندن متن كتاب آغاز كردم ، با استفاده از عكس و ميكروفيلم موجود ، چند ماه در بخش نسخههاى خطى كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران به مطالعه و رونويسى پرداختم « 1 » علاوه بر اينكه عموما كار بهكندى پيش مىرفت گاه اتفاق مىافتاد كه خواندن كلمهاى موجب اشكالات زيادى مىشد كه رفع آن مستلزم صرف چند ساعت وقت بود ، در ابتدا مشكلات فراوان بود ، ولى در اثر مداومت با توجه به آشنايى با خط مستنسخ اشكالات كمتر و كمتر مىشد . گاهى هم بعضى از قسمتهاى كتاب ، در خواندن قسمتهاى ديگر مرا كمك مىكرد ، مثلا عنوان ابواب دوازدهگانه در مقدمهء كتاب پارهاى از موارد كمرنگ و غيرقابلخواندن و برخى موارد كاملا خوانا بوده در صورتىكه در سرفصل ابواب گاه عكس اين قضيه ديده مىشد ، در نتيجه به كمك قسمتهاى روشن و خوانا ابهام بخشهاى ديگر قابلحلّ بود .
بعد از مرحلهء رونويسى ، خيلى از كلمات همچنان بهصورت مبهم باقى مىماند . و ناگزير از راه ديگرى مىبايست مشكلات را بر طرف كرد . با توجه به اينكه نسخهء كتاب منحصربهفرد بود ، ناچار راهى سخت و دشوار ولى منطقى و اساسى را براى بر طرف كردن مشكلات در پيش گرفتم ، بدين معنى كه در لابلاى كتب مرجع نظير يتيمة الدهر ثعالبى ، وفيات الاعيان ابن خلكان ، معجم الادباء ياقوت ، بغية الوعاة سيوطى ، فوات الوفيات محمد بن شاكر و كتبى ازين قبيل به جستجو پرداخته و به مرور اشكالات را بر طرف
هامش
( 1 ) . در اينجا لازم مىدانم از صبر و حوصلهء مسؤول قسمت نسخههاى خطى جناب آقاى على شيروانى تشكر كرده باشم .