و به دبيرى برگزيد ابو الفتح مورد اعتماد سبكتكين قرار گرفت و بىنهايت ترقى كرد « 1 » ولى حاسدان مرتب ازو بدگوئى مىكردند و وى را به بىوفائى نسبت مىدادند تا اينكه از امير خواست او را به ناحيهاى دور بفرستد تا در آنجا وظيفهء خود را انجام دهد و مورد حسد قرار نگيرد ، سكبتكين نيز او را به ناحيهاى دور فرستاد و در آنجا با فراغت بال زندگى مىكرد ، ابو الفتح در اوايل سلطنت محمود نيز همچنان صاحب ديوان رسائل او بود . « 2 » سيد على خان مدنى گويد : اكثر اصحاب قصائد بديعيّه ريزهخوار ابو الفتح بستى مىباشند بويژه در صنعت تجنيس ، درين صنعت گويد : الى حتفى ، مشى قدمى ، ارى قدمى اراق دمى عادات السّادات سادات العادات . « 3 »
ثعالبى گويد : چنانچه مردم بهشت را نديده ، طالب آن هستند من هم آرزومند ديدار ابو الفتح بودم ، تا اينكه در نيشابور به زيارتش نائل شدم ، ديدم كه عين از اثر بالاتر است و اختيار بر اخبار فزونى دارد گوئى مطالب ادبيّه را از دريا گرفته و نظم و نثر به وى الهام گرديده است و از صحبت وى در فرح دائمى و بهشت جاويدان بودم . « 4 » وفات بستى در سال 400 يا 401 در بخارا اتفاق افتاده ، ديوان شعر وى هم در سال ( 1294 ه . ق ) در بيروت چاپ شده است . « 5 »
20 - ابو الفرج بن هندو ( - 420 )
على بن حسين بن محمّد بن هندو « 6 » از ياران صاحب بن عباد و از جملهء كسانى است كه همصحبت و مجاور صاحب بن عباد بود و اين همنشينى و اثر مصاحب با ابن عبّاد در وى با كمال وضوح آشكار گرديد . مولدش طبرستان و مدفنش گرگان است . « 7 » وفات او به سال 420 ه . ق بوده . « 8 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : صفا : ج 1 ، ص 346 ، و چاپ جديد ، ص 457 ؛ رهنما ، ص 21 ؛ مجمع ، ج 1 ، ص 150 و فرهنگ ادبيات ، ص 28 .
( 2 ) . ر . ك : يتيمة ، ج 4 ، ص 303 .
( 3 ) . ر . ك : يتيمة ، ج 4 ، ص 303 و 304 .
( 4 ) . ر . ك : ريحانة ، ج 1 ، ص 262 .
( 5 ) . ر . ك : ريحانة ، ج 1 ، ص 262 .
( 6 ) . ر . ك : يتيمة ، ج 3 ، ص 394 ؛ راهنما ، ص 13 ؛ صفا ، ج 1 ، ص 261 و الأعلام ، ج 5 ، ص 88 .
( 7 ) . ر . ك : يتيمة ، ج 3 ، ص 394 .
( 8 ) . ر . ك : راهنما ، ص 13 ؛ صفا ، ج 1 ، ص 261 و چاپ جديد ص 302 .