تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
امير المؤمنين طبع باديه‌نشينان بر فصاحت و درست گفتن و طبع مردمان شهرنشين بر نادرست گفتن است و من هرگاه مواظبت كنم ، اشتباه نمىكنم ، ولى چون به طبع خويش برگردم دچار اشتباه مىشوم . هارون سخن وى را نيكو شمرد . دراين‌باره تصور مىرود كه سبب لكنت زبان فرّاء و اشتباه وى در سخن گفتن ، حضور يافتن به محضر هارون بوده باشد ، زيرا اوّلين بار بوده كه او با خليفگان و حاكمان تماس مىگرفته و تواضع در برابر خليفه او را دچار لكنت زبان كرده است . ازاين‌رو ، وى دليل نادرست‌گويى خود را بيان كرد و دليل خوبى آورد . به‌اين‌ترتيب ، فرّاء با خليفه عباسى - هارون - دوستى برقرار كرد و از اين طريق به مقام و موقعيّت و ثروت دست يافت و به ادامهء اين رابطه نيز تمايل داشت و نيز مىبينيم كه او به دربار هارون رفت‌وآمد داشت و توسط همين خليفه با ثمامة بن أشرس - كسى كه مأمون مقام علمى او را مىشناخت و دستور مىداد او را به حضور بياورند - ديدار مىكرده است . مقام و منزلت فرّاء را نزد مأمون ، مىتوان از خبرى كه ابو بريدهء وضّاحى آن را نقل كرده است ، به دست آورد . مأمون به فرّاء سفارش كرد كتابى تأليف كند كه اصول نحو و آنچه از عرب شنيده شده در آن گرد آمده باشد . آنگاه دستور داد حجره‌اى در دربار به او اختصاص دهند و به منظور برآوردن نيازهايش كنيزان و غلامانى در اختيار وى بگذارند تا او بدون تعلّق خاطر به چيزى به كار خويش بپردازد . آنها پيوسته در خدمت وى بودند و حتى هنگام نماز را به او اطّلاع مىدادند . مأمون نويسندگان و كارگزاران و كارپردازان خود را ملزم كرده بود با فرّاء همكارى كنند . نويسندگان در نوشتن كتاب به او كمك مىكردند تا اين‌كه كتاب « الحدود » را تصنيف كرد و مأمون دستور داد نوشته‌هايش را در كتابخانه‌ها قرار دهند ؛ و پيداست كه تأليف « الحدود » پس از مراحلى از قبيل تقرير و مناظره پيرامون موضوع كتاب صورت گرفته است ، چنان‌كه ابن نديم در خبرى از أبو العابس ثعلب نقل مىكند : دليل إملاى « الحدود » اين بود كه گروهى از شاگردان كسائى نزد او رفتند و از وى تقاضا كردند كه اشعار نحوى را بر آنان املا كند ، او پذيرفت و چون جلسه بعدى تشكيل شد ، به يكديگر گفتند : اگر اين كار به همين منوال ادامه يابد ، كودكان هم علم نحو را فرا