سعيد بن جبير نيز مىگويد : هنگامى كه از ابن عباس حديث مىشنيدم ، اگر به من اجازه مىداد ، لبهاى او را مىبوسيدم . « 1 » ابن عباس از اينرو به شعر روى آورده بود كه عادات مردم جاهليت را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد ، چه عاداتى را كه اسلام ممنوع و مردود دانسته و چه آنهايى را كه اصلاح كرده بود .
ابن عباس در پاسخ مردى كه از مسأله طلاق در ميان عرب سؤال كرده بود . گفت :
رسم عرب اين بود كه اگر مردى همسرش را طلاق مىداد ، حق رجوع به او را داشت . اگر بار دوم طلاق مىداد باز هم حق رجوع داشت ، ولى چنانچه براى سومين بار او را طلاق مىداد ، حق بازگشت و زندگى دوباره با او را نداشت و با توجه به همين عادت جاهلى بود كه أعشى شاعر عرب گفته است :
أيا جارتا بينى فإنّك طالقة * كذاك أمور النّاس غاد و طارقة
« اى همسرم از من جدا شو كه تو رها شدهاى . كارهاى مردم اينچنين مىآيد و مىرود » .
و بينى فقد فارقت غير ذميمة * و موموقة منّا كما أنت وامقة
« و جدا شو زيرا در اين صورت بدون نكوهش جدا شدهاى و در نظر ما محبوب خواهى ماند همچنانكه دوست دارى » .
فبينى فإنّ البين خير من العصا * و أن لا ترى لى فوق رأسك بارقة « 2 »
« جدا شو ، زيرا جدايى بهتر از پرخاشگرى است و نيز ديگر من همچون آذرخشى بالاى سرت نخواهم بود » .
ابن عباس در تفسير قرآن از اين شناخت و آگاهى نسبت به عادات و رسوم عرب ، كمك مىگرفت . از عطاء خراسانى نقل شده كه ابن عباس دربارهء آيهء :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً . . .
« 3 » ، « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، براى شما حلال نيست كه از روى اكراه و ايجاد ناراحتى براى زنان از آنان ارث ببريد . . . » گفته است : در
هامش
( 1 ) - همان مأخذ .
( 2 ) - همان مأخذ .
( 3 ) - نساء / 19 .