تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
جاهليت معمول بود كه هرگاه مردى ، پدر و يا خويشاوند نزديكش از دنيا مىرفت ، از همه سزاوارتر بود كه همسر او نامادرى خود را به ازدواج خود درآورد و چنانچه مهر او سبك بود ، او را نگه مىداشت و در غير اين صورت او را زندانى مىكرد تا مهر خود را ببخشد يا بميرد و اموالش به او برسد . « 1 » ابن عباس به منظور پژوهش در معناى واژگان قرآن به شعر روى مىآورد ، او مىگفت : اگر خواستيد از واژه‌هاى نامأنوس قرآن از من بپرسيد ، آن را در شعر بجوييد ، زيرا شعر سند عرب است . « 2 » از نافع بن أبى نعيم روايت شده كه از عبد اللّه بن عباس راجع به معناى سخن خداوند :
« وَ فُومِها »
؛ سؤال شد ، او گفت : منظور گندم است ، آيا سخن احيحة بن جلاح را نشنيده‌اى كه مىگويد :
قد كنت أغنى النّاس شخصا واحدا * ورد المدينة عن زراعة فوم « 3 »
« من ، تنها ثروتمندى بودم كه محصول گندم را به شهر آوردم . » نافع بن ازرق از ابن عباس پرسيد ، مقصود از
« سِنَةٌ »
در سخن خداى عزّ و جلّ :
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
« 4 » چيست ؟ گفت : منظور چرت زدن است ، چنان‌كه زهير بن أبى سلمى گويد :
لا سنة فى طول اللّيل تأخذه * و لا ينام و لا فى أمره فند « 5 »
« در طول شب نه چرت به سراغ او مىآيد و نه مىخوابد و نه در كارش سستى و ناتوانى است » . شايد بيشترين مطالبى كه در اين باب از ابن عباس روايت شده ، پرسشهاى نافع بن أزرق باشد كه در خلال آنها از ابن عباس خواسته است آياتى از قرآن را برايش تفسير كند و شواهدى از كلام عرب را برايش بياورد كه صاحب « اتقان » ( سيوطى ) آنها را در كتابش
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 4 ، ص 208 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 24 . ( 3 ) - همان مأخذ ، ص 247 . ( 4 ) - بقره / 255 . ( 5 ) - تفسير قرطبى ، ج 1 ، ص 25 .