إن كنت لابدّ له طالبا * محاولا فالتمس أنفعه « 1 »
« اگر ناگزيرى كه در به دست آوردن دانش بكوشى پس به دنبال سودمندترين آن باش » .
پس از بيان اين مطالب ، جاى تعجّب نيست كه مىبينيم ابن عباس تفسير را در قالبى ادبى شكل مىدهد ، از قبيل اينكه مىگويد : « الهوى » به معناى خداى معبود است و آنگاه آيهء :
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
، « 2 » « آيا ديدى كسى كه هواى نفس خويش را معبود خود قرار داد » را قرائت مىكند . « 3 » و در تفسير آيهء :
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ
، مىگويد : منظور از « رفث » آميزش جنسى است ولى خداوند آن را با كنايه بيان فرموده است . « 4 » و در مورد آيهء :
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا
، مىگويد :
در اين آيه دو وعده از جانب خداوند و دو وسوسه از سوى شيطان خطاب به انسان به چشم مىخورد . شيطان آدمى را به فقر تهديد مىكند و مىگويد : مال را انفاق نكن و براى خود باقى گذار ، زيرا خود بدان نياز خواهى داشت ، و نيز به فحشاء و زشتيها فرامىخواند . ولى خداوند به شما وعده آمرزش گناهان و « فزونى » روزى را مىدهد . « 5 »
جنبهء ادبى تفسير ابن عباس ، افكار و احساسات مردم را تحتتأثير قرار مىداد .
شخصى به نام شقيق مىگويد : ابن عباس را در زمانى كه از مراسم حج بازگشته بود ، ديدم . او سورهء نور را بر سر منبر خواند و تفسير كرد به گونهاى كه اگر روميان تفسير او را شنيده بودند ، اسلام مىآوردند . « 6 »
مردى كه تفسير سورهء نور را از ابن عباس شنيده بود ، مىگويد : دوست داشتم به خاطر شيرينى سخنش لبهاى او را ببوسم . « 7 »
هامش
( 1 ) - جامع بيان العلم و فضله ، ج 1 ، ص 106 .
( 2 ) - جاثيه / 23 .
( 3 ) - عيون الأخبار ، ج 1 ، ص 94 .
( 4 ) - تفسير طبرى ، ج 2 ، ص 94 .
( 5 ) - همان مأخذ ، ج 3 ، ص 29 .
( 6 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 29 .
( 7 ) - الاصابة ، ج 2 ، ص 812 .