عباس اين است : ان تأويله الّا عند اللّه ، و الرّاسخون فى العلم يقولون . تأويل آيهء متشابه ، جز نزد خداوند نيست و راسخان در علم مىگويند . . . « 1 »
م - ازاينرو ، طبرى برطبق عملكردش در مورد اختلاف آراى نحوى در تفسير قرآن بر ابو عبيده كه در مجاز خود « لا » را زايد دانسته و معناى جمله را خراب كرده ، عيب گرفته است .
طبرى در تفسير سخن خداوند : و
لَا الضَّالِّينَ
مىگويد : « شخصى از اهل بصره گمان كرده است كه حرف « لا » به منظور تأكيد و تكميل كلام آمده و در معنا زايد است و براى اثبات گفتهء خود به شعر عجاج استشهاد كرده است :
فى بيت لاحور سرى و ما شعر « در چاه هلاكت افتاده و نمىداند » كه آن را به اين معنا دانسته است : فى بئر حور سرى ، اى فى بئر هلكة « در چاه هلاكت » كه « لا » بىمعنا و تنها به منظور تأكيد و ضرورت شعر آمده است ، و نيز به اين شعر ابو نجم استدلال كرده است :
فما ألوم البيض ان لا تسخرا * لمّا رأين الشّمط القفندرا
« من سرزنش نمىكنم زنان سفيدروى خوشمنظر را كه هرگاه مرد سفيد موى زشتروى را مىبينند ، مسخره مىكنند . » مقصود شاعر « فما الوم البيض ان تسخر » است .
نيز به سخن احوص استشهاد كرده است :
و يلحننى فى اللّهو ان لا احبّه * و للّهو داع رائب غير غافل
« او در زمينهء لهو مرا آگاه مىكند كه آن را دوست داشته باشم . در حالى كه لهو را دعوتكنندهاى است ، آشكار و آگاه . »
منظور اين است « و يلحننى فى اللّهو ان احبّه » و نيز به اين آيهء قرآن استشهاد كرده است :
ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ
، كه مراد ان تسجد است .
از گويندهء اين نظريه كه « لا » را زايده دانسته ، نقل شده است كه « غير » در غير المغضوب را به معناى « سوا » گرفته و گويى معناى آيه نزد او چنين مىشود : ما را به
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 3 ، ص 122 - 123 .