لام ، كليد نام لطيف ، و ميم ، كليد نام مجيد او مىباشد ، و نيز الف ، آلاء اللّه و لام لطف او ؛ ميم ، مجد او مىباشد . و الف اشاره به يك سال و لام به سى سال و ميم به چهل سال است .
بعضى گفتهاند : اين حروف به حساب ابجد محاسبه مىشود ولى ما ، دوست نداريم كسى را كه اين نظريه از او نقلشده نام ببريم ، زيرا به روايت و گفتار او اعتماد نيست و در گذشته به مشابهت اين نظريه از ربيع بن انس اشاره كرديم .
بعضى گفتهاند : هر كتاب و نامهاى رمزى دارد و رمز قرآن سرآغازهاى آن است .
اما دانشمندان علم عرب در معناى اين سخن ، اختلاف كردهاند . بعضى گفتهاند :
اينها چند حرف از حروف الفبايى هستند كه با ذكر آنها در آغاز بعضى سورهها از ذكر ساير آنها كه باقى ماندهء بيست و هشت حرف مىباشد اكتفا شده است .
ديگران گفتهاند : آغاز بعضى سورهها با اين حروف آغاز شده است تا گوشهاى مشركان به شنيدن آن باز شود ، زيرا آنها يكديگر را به اعراض از قرآن ، توصيه مىكردند .
اين حروف بر آنها خوانده مىشد تا گوش فرادهند و آنگاه كلمات مرتب قرآن بر آنها خوانده مىشد .
برخى گفتهاند : اينها حروفى هستند كه خداوند سخن خود را با آنها آغاز كرده است و اگر گفته شود : مگر ممكن است در قرآن چيز بىمعنايى وجود داشته باشد ، مىگوييم : بىمعنا نيست ، بلكه بيانكنندهء فرجام سورهء قبل و آغاز سورهء ديگر است ، يعنى اين حروف نشانهء جدايى ميان دو سورهاند و اين روش در سخن عرب معمول است ، چنانكه شاعرى ميان دو شعر خود با كلمهاى فاصله ايجاد مىكند :
و بلدة ما الأنس من آهالها لا بل * ما هاج احزانا و شجوا قد شجا
« بسا آباديى كه اهلش باهم انس و الفتى ندارند ، نه چنين است ، بلكه هيچ حزن و اندوهى ( نسبت به يكديگر در ميان آنها ) پديدار نشده است . »
كلمهء « لا بل » جزء هيچ كدام از دو مصراع نيست و هموزن آنها نمىباشد ، بلكه فقط علامت پايان مصراع اوّل و آغاز دوم است .