تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
برايشان ندارد . » پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و إله براى امّتش بيان داشته كه مقصود از آيه‌اى كه خداوند به بندگانش خبر داده است : « هرگاه اين آيه فرارسد ، ايمان كسانى كه پيش از آن ايمان نياورده‌اند ، سودى نمىبخشد » طلوع خورشيد از مغرب است و چيزى كه مردم به دانستن آن نيازمندند آگاهى نسبت به وقت سودمند توبه است و نه مقيد ساختن آن به سال و ماه و روز و اين را خداوند با راهنمايى قرآن براى مردم بيان كرده و با زبان پيامبرش توضيح داده است . آنچه در اين آيه آمده و مردم نيازى به آگاهى از آن ندارند ، علم به مدّتى است كه زمان نزول آيهء قرآن تا پديدار گشتن آن نشانهء آسمانى را دربرمىگيرد و اين امرى است كه مردم نه از نظر دينى و نه از نظر دنيوى نيازى به دانستن آن ندارند و اين عملى است كه خداوند به خود اختصاص داده و از مردم پنهان داشته است . اين‌گونه آيات و نظير آن است كه يهود مىخواستند ، از طريق آنها مدت زمان بقاى ( دين ) محمد صلى اللّه عليه و إله و امّت او را از قرآن به دست آورند ، از قبيل الم و المص ، و الر و المر و امثال آنها از حروف مقطّعهء متشابه كه خداى عزّ و جلّ تأويل اين‌گونه آيات را به خود اختصاص داده و بجز او كسى نمىداند . حال‌كه متشابه را توصيف كرديم به اين نتيجه مىرسيم كه هرچه غير از آن باشد محكم است ، زيرا اين محكم از دو حال خارج نيست : يا اين‌كه تنها يك معنا و يك تأويل دارد و با شنيدن آن معنايش فهميده مىشود و به تفسيركننده هم نيازى ندارد ، يا اين‌كه داراى معانى و تأويلات گوناگونى است كه با بيان خدا و تفسير رسول او براى امّتش واضح و روشن مىشود و چنان‌كه قبلا بيان داشتيم ، سرانجام ، دانشمندان اسلامى نيز از دانستن آن بىاطلاع نيستند . « 1 » تاكنون در شيوهء تفسير طبرى از جنبهء نظرى بحث كرديم ، اكنون به جنبهء عملى آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 3 ، ص 114 - 117 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 432 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى