معناى متفق و الفاظ مختلف تكرار شدهاند . كسانى كه اين نظريه را اظهار داشتهاند چنين استدلال مىكنند :
ابن وهب گفته است : ابن زيد آيهء :
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
« 1 » را خواند و گفت دربارهء رسول خدا صلى اللّه عليه و إله 24 آيه از آيات محكم و دربارهء نوح عليه السّلام نيز 24 آيه ذكر شده است و مىافزايد : اينها از خبرهاى غيبى است ، بعد آيهء :
وَ إِلى عادٍ
« 2 » را ، تا
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ
« 3 » قرائت كرد و از آن گذشت و سپس داستان صالح و ابراهيم و لوط و شعيب را ذكر كرد و از آن نيز گذشت و گفت : اين امور يقينى است و همين است معناى « احكمت آياته ثمّ فصلت . . . . »
وى مىگويد آيات متشابه مانند داستان موسى است كه در جاهاى متعدد يادشده و همه به يك معنا و باهم متشابهاند از قبيل : اسلك فيها ، إحمل فيها و اسلك يدك ، أدخل يدك ، و حيّة تسعى ، ثعبان مبين . . . .
نيز مىگويد : قرآن داستان هود را در ده آيهء متشابه بيان كرده و هريك از صالح و ابراهيم و لوط را در هشت آيه و شعيب را در سيزده آيه و موسى را در چهار آيهء متشابه آورده و همهء آيات در اين سوره حكمى است ميان پيامبران و امّتهايشان و اين آيات در سورهء هود به صد آيه مىرسد و بعد فرموده است :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ
« 4 » ، « اينها خبرهاى شهرهايى است كه داستانش را براى تو بيان مىكنيم كه برخى هنوز آبادند و برخى به كلّى ويران گرديده » و مىگويد : كسانى كه خدا مىخواهد آنها را بيازمايد يا گمراهشان كند ، در برابر آيات متشابه مىگويند : اينها چيست ؟ چرا چنين نيست و چرا چنان نيست و اشكالتراشى مىكنند .
5 - گروه پنجم مىگويند : آيات محكم قرآن آياتى هستند كه دانشمندان تأويل آنها را بدانند و به معنا و تفسير آنها آشنا باشند و آيات متشابه به آياتى گفته مىشود كه هيچ كس راهى براى دانستن آنها ندارد و از چيزهايى است كه خداوند علم آن را ويژهء خود
هامش
( 1 ) - هود / 1 .
( 2 ) - هود / 50 .
( 3 ) - هود / 52 .
( 4 ) - هود / 100 .