نابود كرد . »
ودّت بقاع اللّه لو جعلت * قبرا له فحباها جسمه طيّبا
« تمام سرزمينهاى خداوند آرزو مىكردند كه اى كاش قبر او مىشدند و جسم پاك او را دربرمىگرفتند . »
ابو سعيد بن اعرابى با ابياتش ، چنين بر او نوحهسرايى كرده است :
حدث مفظع و خطب جليل * دقّ عن مثله اصطبار الصّبور
« حادثهاى ناخوشايند و پيشامدى ناگوار و بزرگ به وقوع پيوست كه در چنين مصيبتى صبر صبور ، محو و ناپديد شد . »
قام ناعى العلوم اجمع لمّا * قام ناعى محمّد بن جرير
« فرياد مرگ تمام دانشها برخاست ، آنگاه كه فرياد مرگ محمد بن جرير بلند شد . »
فهوت أنجم لها زهرات * مؤذنات رسومها بالدّثور
« ستارگان درخشان فروافتادند ، درحالىكه اعلام مىكردند كه آثارشان پوشيده شده است . »
و غدا روضها الأنيق هشيما * ثمّ عادت سهولها كالوعور
« باغهاى سرسبز علوم خشك و پژمرده شد و همواريهايش به درّههاى وحشتناك تبديل گرديد . »
يا أبا جعفر مضيت حميدا * غير وان فى الجدّ و التّشمير
« اى ابو جعفر با حالتى ستوده رفتى ، بدون اينكه كوشش و آمادگى را ترك كنى . »
بين أجر على اجتهادك موفو * ر و سعى الى التّقىّ مشكور
« درحالىكه براى تلاشهايت ، اجر مىبرى ، و براى كوشش در تقوا ، از تو سپاسگزارى مىشود . »
مستحقّا به الخلود لدى جنّة * عدن فى غبطة و سرور
« به خاطر كوششهايت شايستهء جاويد ماندن در بهشت هستى ، در بهشت جاودان ، سرزنده و شادمان مىباشى . »