كتاب خداست كه هيچ شكّى در آن نيست . ما به توفيق خداى متعال ، در شرح تأويل قرآن و معانى آن ، كتابى در دست تأليف داريم كه تمام چيزهايى را كه مردم براى فهميدن قرآن نياز دارند ، دربردارد . و با اين كتاب ، از ساير كتبى كه در اين زمينه نوشتهشده بىنياز خواهند شد و نيز در اين كتاب مواردى از تأويل و تفسير آيات كه مورد اتّفاق تمام مسلمانان بوده با دلايلى كه آوردهاند ياد كردهايم و در موارد اختلاف ، با توضيح بيان هر يك و اثبات آن با دليل خودش ، نظريهء خود را با موجزترين حدّ ممكن و اختصارى هر چه مناسبتر روشن كردهايم . اوّلين سخنى كه در كتاب مزبور به آن خواهيم پرداخت بيان عاملى است كه موجب مىشود يك موضوع در آغاز بيايد و بر ديگر موضوعات مقدّم شود و آن ، توضيح معانى آياتى است كه باعث اشتباه كسى مىشود كه در تحصيل علوم عربى رنجى نكشيده و نسبت به شناخت شيوههاى گوناگون استدلالهاى منطقى به نقل از گذشتگان و يا روش فطرى ، آگاهى كامل ندارد . » « 1 »
طبرى در آغاز تفسير خود از اهميت تفسير متن قرآنى پرده برداشته است و ابزار مخصوص اين تفسير ، علوم عربى است . ازاينرو در كتاب خود ، فصلى دربارهء علوم عربى باز و آن را چنين نامگذارى كرده است . گفتارى در بيان همخوانى معانى آيات قرآنى با معانى سخن كسى كه قرآن در زمان او نازلشده و اينكه اين امر از ناحيهء خداوند عزّ و جلّ است و نيز بيان برترى معنايى كه به سبب آن ، قرآن از سخنان ديگر جدا شده است . طبرى در اين كتاب يك نظريهء اساسى را مورد بررسى قرار داده و آن عربيت قرآن است . نيز تفاوت روش قرآنى را با ويژگيهايى كه دارد با آنچه در متون ادبى عربى شناختهشده ، بررسى كرده است . او به بعضى از اين ويژگيها اشاره مىكند و نويد مىدهد كه در جاى خود و به هنگام تفسير سورهها از اين ويژگيها بحث خواهد كرد ، ولى حق اين است كه طبرى در اين زمينه مطلب تازهاى نياورده است ، زيرا عدهاى از قبيل ابو عبيده و ابن قتيبه و جاحظ و گروهى ديگر ، پيش از او دربارهء اعجاز قرآن بحث
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 2 - 4 .