آن را نيز از بندهاى بردگى انسانها مىدانست كه از طرف انسانى پايينتر برگردن شخص بالاتر و يا از بالاتر بر پايينتر انداخته مىشود . طبرى مردى قاطعى بود و اين خوى و طبيعت خود را از محيط كوهستانى و استوار خويش برگرفته بود . لذا وقتى هديههاى زيادى از طرف قدرتمندان برايش مىرسيد از قبول آنها خوددارى مىكرد و عذرش اين بود كه نمىتواند تلافى كند ، امّا وقتى كه توانايى جبران مىيافت ، مىپذيرفت و زود به آن پاسخ مىداد . بهترين نمونهء زنده براى اين مطلب داستانهاى واقعى است كه براى خودش اتّفاق افتاد :
الف - ابو الهيجاء پسر حمدان سه هزار دينار برايش فرستاد . وقتى بدان نگاه كرد در شگفتى فرورفت و گفت : هديهاى را كه نمىتوانم جبران كنم ، نمىپذيرم . چگونه مىتوانم آن را جبران كنم ؟ گفتند : او اين پول را بلاعوض و براى رضاى خدا داده است .
امّا طبرى آن را قبول نكرد و پس فرستاد .
ب - همسايهء طبرى ، ابو الحسن محرّر دو عدد جوجه به او هديه كرد ، او هم در مقابل جامهاى برايش فرستاد .
ج - وزير ابو على ، محمد بن عبيد اللّه ، تعدادى انار براى طبرى فرستاد . آن را پذيرفت و ميان همسايگانش پخش كرد . امّا چند روز كه گذشت ، همين وزير ده هزار درهم با يك نامه كه در آن خواهش كرده بود ، هديهاش را بپذيرد برايش فرستاد و به آورندهء آن هم سفارش كرده بود كه اگر طبرى نخواست خود ، آن را بپذيرد ، درميان آن دسته از شاگردان وى ، كه استحقاق دريافت آن را دارند ، تقسيم كند . راوى مىگويد : كيسهء پول را بردم . در را كوبيدم . او به من انس داشت ، امّا هرگاه بعد از جلسهء درس ، كسى به خانهاش مىرفت ، اجازه نداشت جز براى كار مهمّى بر او وارد شود ، زيرا در خانه به نوشتن و تأليف اشتغال داشت . بنابراين ، من از پشت در خود را معرّفى كردم و گفتم نامهاى از وزير آوردهام . به من اجازه داد داخل شوم . بسته را به او دادم . نامه را خواند و سپس گفت : سلام مرا به وزير برسان و به او بگو : براى ما بازهم انار بفرست . و از پذيرفتن درهمها خوددارى كرد . به او گفتم : درهمها را بگير و ميان شاگردان نيازمند خود
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٩٧