و - كتابى ديگر به نام الرّمى بالنشاب ( تيراندازى ) كتاب كوچكى است كه به او نسبت دادهاند . عبد العزيز محمد طبرى نقل كرده است كه اين كتاب را ديده ، ليكن كسى را كه اين كتاب را بر طبرى خوانده و يا ضبطكنندهاى كه آن را ضبط كرده و يا شخص مورد اطمينانى كه آن را به او نسبت داده باشد ، نيافته است . بنابراين نادرستى اين انتساب را ترجيح مىدهد .
شاگردان طبرى
پيشتر اشاره كرديم كه بررسى فعاليتهاى علمى طبرى هنگامى كامل مىشود كه ما عوامل ساختار علمى اين فعاليتها و فرهنگ حاكم بر آن و نيز دستاوردهاى علمى آنها را كه در كتابها آمده است ، بررسى كنيم . همچنين شاگردانى كه وى تربيت كرده تا فعاليت علمى او را تجديد كنند و تأثيراتى كه طبرى به جهت نبوغ و مهارتهاى علمى بر آنان گذاشته مورد تحقيق قرار گيرد .
اين شاگردان گرچه هركدام در فنى از فنون مهارت يافته و مشهور شدهاند ، امّا تمام آنها از مدرسه طبرى و تعليمات او استفاده كردهاند و اين ويژگى بزرگى است كه همهء آنها را در يك نقطه گرد مىآورد اگرچه پس از بررسى جزئيات ، در هركدام از آنان نسبت به ديگرى متفاوت است :
الف - قاضى ابو بكر احمد بن كامل بن خلف ( 260 - 350 ) كه پيش از ابو عمر محمد بن يوسف ، قاضى كوفه بوده و شهرت علمى او در فقه و قرائت و تفسير و ادب و تاريخ است و تاليفات عديدهاى دارد كه بعضى از آنها در زمينهء سيره و تاريخ و غريب القرآن و علم قرائت و فقه مىباشد . كتابهاى وى در فقه عبارتند از : الشروط الكبير ، المختصر فى الفقه ، جامع الفقه ، كتابى نيز در شرح حال طبرى دارد كه كاملترين كتاب در تاريخ طبرى شمرده مىشود و ياقوت مطالب زيادى از آن نقل كرده است . ابن كامل ، نخست از نظر فقه با استادش همفكر بود ، سپس در بعضى از امور با او مخالفت كرد و انديشهاى مستقل براى خود برگزيد .