عربى و تبحرش در ادبيات عرب مىبينيم و نيز در رويدادهاى زندگانىاش چيزهايى را مشاهده مىكنيم كه از مهارت وى در علم طب حكايت مىكند . حق اين است كه هيچ كس تشنهتر از علما نسبت به علم نيست و طبرى هم يكى از آنهاست .
آثار علمى طبرى
همانگونه كه قبلا اشاره كرديم اطلاعات علمى يك دانشمند در تأليفات و آثارش منعكس مىشود . روش طبرى اين بوده است كه به منظور استفاده از درس استادان هر علم ، به شهرهاى مختلف مىرفته است . آنچه دربارهء دانش وى گفتيم ، گواهى راستين بر تأليفات اوست كه اكنون برخى از آنها را يادآور مىشويم . برخى از آثار او از بين رفته است و جز نامى از آنها باقى نمانده است و قسمت ديگرى از آثار وى از دستبرد حوادث محفوظ مانده و انسان را به كاوش و تحقيق وامىدارد . طبيعى است كه شرح حالهاى عربى نتوانسته تمام آثار دانشمندان را براى ما حفظ كند ، بلكه آنها تنها به بعضى از اين آثار اشاره كردهاند . امّا اين سخن كه طبرى كه تمام زندگانىاش را وقف كوششهاى علمى كرد و در اين راه از تمام لذتهاى آماده و حلال دنيا دل بركند ، ما را به شگفتى درمىآورد .
روايت شده است كه خطيب بغدادى از على بن عبيد اللّه لغوى سمسمى شنيد كه طبرى مدت چهل سال بهطور متوسط روزى چهل ورق مىنوشت كه تمام آنچه نوشته بود تقريبا به ششصد هزار ورق مىرسيد .
عبد اللّه فرغانى در كتاب الصله كه تاريخ طبرى را به آن وصل كرده مىگويد : بعضى از شاگردان طبرى اوراق تأليفات او را بر دوران عمرش - از اول بلوغ تا هنگام فوت - تقسيم كردند . به هر روزى چهارده برگ رسيد و مىگويد اين چيزى است كه براى هيچ آفريدهاى مگر با توجه آفريدگار جهان ميسر نمىشود .
در زمينه آثار طبرى چيزى درستتر از سه روايتى كه در ذيل به آن اشاره مىكنيم ديده نمىشود ، اين سه روايت اگرچه از نظر زمان از يكديگر دورند ، امّا از يك حقيقت خبر مىدهند و آن اينكه طبرى تمام عمرش را در دوره جوانى ، پيرى و حتى روزگار