تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
270 هجرى براى شاگردانش خواند و شاگرد دومش ابو بكر بالويه روايت كرده است كه استاد آن را بين سالهاى 283 و 290 هجرى بر شاگردانش املا كرده است . امّا از ظاهر امر چنين برمىآيد كه آغاز املاى آن حدود سال 270 هجرى بوده است ، هرچند نسخه چاپى كه پيش ماست تصريح مىكند به اين‌كه تمام تفسير در سال 305 هجرى بر طبرى خوانده شده است و اگر چنين باشد معلوم مىشود كه طبرى تفسير را پيش از كتاب تاريخش نوشته است ، چنان‌كه در جايى از كتاب تاريخ خود مىگويد : در اين موضوع اقوالى نقل شده است كه ما بسيارى از آنها را در كتاب جامع البيان عن تاويل آيات القرآن نوشته‌ايم و خوش نداريم كه در اين‌جا سخن را به درازا بكشانيم و چون طبرى خوب مىدانست كه هركس به نوشتن تفسير قرآن اقدام كند با كار مشكلى روبه‌رو خواهد شد ، مدتها آن را به تاخير انداخت . او دراين‌باره مىگويد : براى اقدام به تفسير از خداوند طلب خير ( استخاره ) كردم و بر اين‌كار كه سه سال قبل از آن نيت كرده بودم ، از او يارى خواستم و او مرا يارى فرمود . تفسير طبرى با استقبال بزرگى روبه‌رو شد و مورخان و معاصران او اهميت و ارزش زيادى براى اين كتاب قايل شدند . خطيب بغدادى گفته است : تفسير قرآنى كه طبرى نوشته هيچ‌كس همانندش را ننوشته است . ابن خلكان گفته است : طبرى در تفسير قرآن پيشگام بود . ابو بكر بن محمد بن اسحاق بن خزيمه پس از آن كه تفسير طبرى را از اول تا آخر خواند ، گواهى داد كه در روى زمين داناتر از طبرى كسى را سراغ ندارد . قفطى در اهميّت اين تفسير مىگويد : از تفسير طبرى بزرگتر و پرفايده‌تر ديده نشده است و سيوطى در ارزشيابى آن مىگويد : كتاب طبرى در تفسير ، مجلل‌ترين تفاسير و عظيم‌ترين آنهاست ، زيرا در اين تفسير گفته‌هاى مفسران توجيه و ترجيح بعضى از آنها بر بعضى ديگر و ضبط و اعراب مفردات و برداشتهاى تفسيرى درج شده است و ازاين‌رو ، بر تفسيرهاى پيشينيان برترى دارد . اين تفسير را كسى كه بدون استثناء سرآمد مفسران است ، آماده كرده و به جمع ميان روايت و درايت در آن پرداخته و هيچ‌كس از گذشتگان و آيندگان در اين امر با وى مشاركت نداشته است .