بيمارى وقف نوشتن و خواندن كرد و اين در شأن همه دانشمندان حقيقى است . او براى اين دو كار ( خواندن و نوشتن ) در دوران پيرى در خود نيروى جوانى را مىيافت و در مدت بيمارى باز هم به زندگى دلگرم بود و شور جوانى را از ياد نمىبرد . آن سه روايت از اين قرار است :
الف - بعضى از شاگردانش نقل كردهاند كه روزى استاد به شاگردانش گفت : آيا از تفسير قرآن كه من نوشتهام خوشحال مىشويد ؟ گفتند : چند برگ است ؟ گفت : سى هزار برگ . شاگردانش گفتند : عمرها كفاف خواندن آن را نمىكند ، پس آن را به حدود سه هزار برگ تقليل داد .
سپس به آنها گفت : آيا از تاريخ عالم كه از آدم تا اين زمان نوشتهام راضى هستيد ؟
گفتند : چند ورق است ؟ گفت به اندازهء تفسيرم . شاگردان پاسخ قبلى را تكرار كردند .
استاد گفت : پناه به خدا همتها مرده است و لذا همانند تفسير ، تاريخش را نيز كوتاه كرد .
ب - روايت دوم را شاگردش ابن كامل كه رابطه صميمى با استاد خود داشت نقل كرده مىگويد : پيش از غروب به ديدن طبرى رفتم و در زير سجادهاش كتاب فردوس الحكمه على بن زين طبرى را ديدم كه آن را در شش جلد نوشته بود .
ج - روايت سوم از گفتههاى ابو القاسم حسين بن حبيش مراق است : ابو جعفر طبرى از من خواست كه كتابهاى علمى را در موضوع قياس برايش گردآورم . من تعداد سى و چند كتاب گردآوردم و به او دادم . كتابها مدتى نزد وى بود تا اينكه چند ماه پيش از مرگ مطالعات خود را قطع كرد و كتابها را به من برگرداند و ديدم علامتهايى قرمز با قلمش به چشم مىخورد .
مؤلّفات طبرى كه از آنها خبر داريم چه آنهايى كه باقىمانده و چه آنهايى كه از بين رفته است در زمينههايى بحث مىكند كه هماكنون به مهمترين آنها مىپردازيم :
1 - طبرى در علم تفسير ، كتاب جامع البيان فى تفسير القرآن را نوشته است كه با اندك تفصيلى به بحث دربارهء آن مىپردازيم :
يكى از شاگردانش به نام ابو بكر بن كامل مىگويد : طبرى تفسيرش را در سال
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٧٦