تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
شمرده . احاديث غريبى كه ابن حمدان بر طبرى مىخواند نارساتر از احاديثى بود كه طبرى بر او مىخواند ، زيرا هرگاه ابن حمدان حديث غريبى را نقل مىكرد ، طبرى مىگفت : اين از فلان جهت ، خطاست و من اين حديث را بر زبان جارى نمىكنم و لذا ابن حمدان شرمنده مىشد و سخن خود را قطع مىكرد .

ج - مهارت طبرى در فقه

: خطيب بغدادى در سخن بليغى حق مهارت فقهى طبرى را خوب ادا مىكند . او چنين مىگويد : طبرى پيشوايى بود كه گفتارش حكم داور را داشت و به رأيش مراجعه مىشد . او به اقوال صحابه و تابعين و نيز مخالفان در احكام و مسائل حلال و حرام كه پس از آنها بودند علم و آگاهى داشت . ابو العباس بن سريج نيز در اين زمينه مىگويد : محمد بن جرير طبرى فقيه جهان بود . طبرى مدت زمانى به مذهب شافعى زيست . سپس براى خود مذهبى خاص برگزيد و انديشه فراگير فقهىاش بر آن مبنا قرار گرفت و در كتاب لطيف القول فى احكام شرايع الاسلام دلايل مذهب خود را تشريح كرده است . بعضى از شاگردانش نيز از مذهب او پيروى كردند و به ترويج و دفاع از آن پرداختند . امّا بعد از قرن چهارم هجرى مذهبش از رواج افتاد و پيروانش از بين رفتند . اگر چه كتابهايى كه طبرى در آرا و انديشه‌هاى خود نوشته از بين رفته است ، امّا آنچه را در كتاب خود به نام اختلاف الفقهاء آورده ، انديشه‌هايش را به ما منتقل مىكند . علاوه بر اين ، تفسير وى دربارهء قرآن و گفته‌هاى فقها و شرح‌حال‌نويسان بهترين منبع دربارهء اوست . جايگاه فقهى او آن‌چنان برجسته است كه همعصرانش از او به فقيه يگانه تعبير مىكنند . چنان‌كه روايت شده است : خليفه مكتفى ( باللّه ) خواست چيزى را در موردى وقف كند كه تمام فقها بر صحت آن اتفاق داشته باشند و در آن خلافى نباشد . علماى زمان او اجماع كردند بر اين‌كه هيچ‌كس جز ابن جرير طبرى قادر بر چنين امرى نيست . پس خليفه او را دعوت كرد . او نيز كتابى در اين زمينه نوشت . خليفه دستور داد به او جايزه نفيسى بدهند ، امّا طبرى از قبول آن خوددارى كرد .

د - مهارت طبرى در لغت

: در صفحات قبل سخن استاد طبرى - ثعلب - را دربارهء وى بيان كرديم . اين‌جا شايسته است به گواهى شاگردش عبد العزيز طبرى اشاره كنيم كه