جستجوى او مىپرداخت و چون آوازه طبرى در مصر پيچيد ، ابن سراج به ديدار او آمد و دريافت كه وى دانش فراوانى دارد . و به هر سؤالى پاسخ مناسب مىدهد ، از جمله درباره شعر طرماح بن حكيم از او سؤال كرد و با اينكه در مصر كسى اين شعر را در خاطر نداشت ، اما متوجه شد كه طبرى آن را حفظ دارد . از او خواست كه به وى كمك كند و واژههاى مشكل آن را تفسير كند . طبرى پذيرفت و شيخ هم از بيت المال در جامع شهر به او كمك مىرساند و نيز در مصر با عالم تازهوارد ، محمد بن اسحاق بن خزيمه روبه رو شد و نوشته او را در سيره خواند و آن را از منابع كتاب تاريخ خود قرار داد .
طبرى پس از مصر به بغداد و از آنجا به طبرستان مىرود . و براى دومين بار به بغداد بازمىگردد و سپس مىشنويم كه در سال 290 هجرى در طبرستان مىزيسته است و آنگاه چيزى نمىگذرد كه بغداد او را به سوى خود مىكشد و از آن تاريخ به اين شهر رفته و تا اواخر زندگىاش در آنجا مانده است .
مهارتهاى علمى طبرى
زمانى مىتوانيم به مهارت علمى دانشمندى دست يابيم كه از شرايط پايهريزى و نيز روشهاى علمى شاگردانش آگاهى يابيم .
همه اين مسائل از اخبارى كه درباره شرح حال طبرى نقلشده به دست مىآيد .
ما در اينجا به رواياتى مىپردازيم كه مهمترين اصول فكرى و علمى طبرى را روشن مىسازد :
الف - مهارت طبرى در قرائت و علوم قرآن
: رواياتى در دست است كه موضوع دانش طبرى را در علم قرائت و برجستگى او را در تلاوت قرآن روشن مىسازد :
ابو على طومارى مىگويد : در شب ماه رمضان هنگام مراسم نماز تراويح ، در برابر ابو بكر بن مجاهد چراغدار بودم . يكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان از خانهاش بيرون آمد و ما همراهش بوديم . او به مسجدش نرفت و به راهش ادامه داد بر در مسجد طبرى رسيد ، در حالى كه طبرى مشغول خواندن سوره الرحمان بود . ابو بكر ايستاد و به قرائت