تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
از جمله ثعلب مىگويد : مدتها پيش از آن‌كه مردم زيادى دور مرا بگيرند ، ابو جعفر طبرى اشعار شعرا را پيش من آموخت . استاد به شاگردش مىبالد چنان‌كه روايت ابو بكر بن مجاهد به آن اشاره مىكند . او مىگويد : روزى ابو العباس از من سؤال كرد : در نواحى شرق بغداد چه كسى از دانشمندان علم نحو نزد شما باقىمانده است ؟ گفتم : علما همه مرده‌اند . گفت : آيا سرزمين شما از علما به كلى خالى شده است ؟ گفتم : آرى بجز طبرى كه مرد فقيهى است . گفت : ابن جرير را مىگويى ؟ گفتم : آرى . گفت او از دانشمندان بزرگ مذهب كوفيان است . ابو بكر مىگويد اين سخن از ابو العباس ، بسيار مهم است ، زيرا او سختگير و بداخلاق بود و كمتر به مهارت علمى كسى گواهى مىداد . طبرى از بغداد به مقصد شام بيرون رفت و در آن‌جا به عباس بن وليد بيروتى مقرى برخورد و تمام قرآن را به روايت شاميان از او آموخت . از اخبارى كه درباره زندگانى طبرى نقل‌شده تعداد بسيار كمى ، حاكى از انتقال و اقامت او به شهر شام است . اخبارى به ما رسيده كه اشاره دارد ، او در سال 203 ، اوايل دوران احمد بن طولون به مصر رسيده و مدتى در فسطاط زيسته و سپس از آن‌جا به شام عزيمت كرده است . اين اخبار حاكى از آن است كه وى در سال 256 از شام به مصر برگشته و در آن‌جا با مالك نزد شاگردان عبد اللّه بن وهب تعليم يافته و فقه شافعى را نزد بزرگان آنها از جمله ربيع بن سليمان مرادى و محمد بن عبد اللّه ابن حكم و برادرش عبد الرحمان و نيز اسماعيل بن ابراهيم مزنى آموخته و اسماعيل در تعدادى از مسائل از جمله مسأله اجماع با او مخالفت كرده است . سرانجام طبرى پس از آن‌كه در بغداد به تحصيل فقه مذهب شافعى پرداخت و تحقيقات خود را در مصر به پايان رساند ، از ميان آراى فقها نظريّه‌اى را برطبق اجتهاد خود برگزيد . طبرى درباره استقبال علمى كه در مصر از وى مىشود اظهار مىدارد كه وقتى داخل مصر شد ، همه علماى مصر به ملاقاتش آمدند و درباره تحقيقات علمىاش او را آزمايش كردند . از جمله كسانى كه آن زمان در آن‌جا بود ، ابو الحسن على بن سراج مصرى است كه مردى اديب و بافضيلت بود و هر دانشمندى كه داخل شهر فسطاط مىشد به