ما حديث را از ابن حميد مىنوشتيم و او هرشب چندين مرتبه پيش ما مىآمد و آنچه نوشته بوديم از ما مىپرسيد و مجدّدا آنها را بر ما مىخواند .
چيز ديگرى كه در منطقهء رى براى طبرى ميسّر شد اين بود كه علم تاريخ را از محمد ابن احمد بن حمّاد دولابى آموخت ، در حالى كه براى حضور منظم در جلسات درس حديث ابن حميد نيز سعى فراوان داشت . در اينباره طبرى خود مىگويد : پيش احمد بن حمّاد دولابى كه در يكى از دهات رى بود مىرفتيم و همينكه درس تمام مىشد ، مانند ديوانگان دواندوان برمىگشتيم تا در جلسه درس ابى حميد شركت كنيم .
روايات حاكى از آن است كه طبرى بيش از صد هزار حديث از ابن حميد نوشته است .
مرحله دوم زندگانى علمى او در عراق آغاز شد . او در اين دوره براى آموختن حديث به بغداد مىرود تا از درس احمد بن حنبل استفاده كند ، امّا پيش از آنكه به بغداد برسد ، متوجه مىشود كه ابن حنبل از دنيا رفته است . لذا از آنجا به واسط مىرود و در آنجا علم قرائت را از سليمان طلحى و حديث را از گروهى آموخت كه فاضلترين آنان ابو كريب محمد بن علاء همدانى از بزرگترين علماى سختكوش حديث بود ، چنانكه طبرى از رفتار وى با شاگردانش ، چنين مىگويد :
روزى با طلّاب علم حديث به در خانهاش رفتيم . سرش را از دريچه خانه بيرون آورد ، وقتى ديد كه دانشجويان اجازه ورود مىخواهند ، فرياد زد : كدام يك از شما آنچه از من نوشته حفظ دارد ؟ دانشجويان به يكديگر نگاه كردند و آنگاه به من نظر انداختند و گفتند : آيا تو هرچه نوشتهاى حفظ دارى ؟ گفتم آرى . رو به استاد كردند و گفتند : از اين جوان بپرس . وقتى از من سؤال كرد ، پاسخ او را درست گفتم . پس سؤالات زيادى از من كرد تا حدى كه موقعيت مرا پسنديد و گفت وارد شو . پس من وارد شدم و از احاديث خود به من آموخت . چنانكه نقل مىشود بيشتر از صد هزار حديث از ابو كريت شنيد .
طبرى در بغداد توقف مىكند و علم قرائت را از احمد بن يوسف تغلبى ؛ و فقه شافعى را از حسن بن محمد صباح زعفرانى و ابو سعيد اصطخرى فرامىگيرد . طبرى در بغداد علم لغت و شعر را از بزرگانى فراگرفت كه تاريخ نام برخى از آنها را براى ما ثبت كرده است ،
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٣٦٩