وجود اين ، وقتى گفتگوى طرفين بالا مىگيرد مىبينى كه طرفدار غلامان درحالىكه از شعوبيّت خود پرده برمىدارد ، خطاب به طرفدار كنيزان كه به شعر شعراى عرب استشهاد كرده - با اينكه بعضى از آن شعرا در عشق خود پاك و محترم مىباشند - چنين مىگويد : « شما در برابر ما - طرفداران غلامان - به سخن عربهاى خشن و ستمكار استشهاد مىكنيد كه بدرفتار و خشن هستند و با اين صفات زشت رشد كردهاند و از رفاه زندگى و لذّتهاى دنيوى ، هيچ نفهميدهاند ، مسكنشان بيابانهاى بىآبوعلف است و همچون وحشيان از انسانها مىگريزند و غذاى خود را از خارپشت و مگس . . . تهيه مىكنند . . . » « 1 » در اين مبارزهء لفظى مىبينى كه مفاهيم متن قرآن يا حديث ميان گفتگوهاى دو طرف - ناجوانمردانه - ناديده گرفته مىشود و هركدام ، همان معنايى را كه مىخواهد از متن برداشت مىكند .
امّا جاحظ گاهى نقش يك تماشاچى را به خود مىگيرد كه تنها مىبيند يا مىشنود ولى اظهار عقيده نمىكند . به اين معنا كه گفتگو را بىطرفانه آغاز مىكند و امّا غالبا آن را به هر نظريهاى كه بر ديگرى پيروز شود به انجام مىرساند چنانكه در رسالهء گفتگوى كنيزان و غلامان ملاحظه كرديم .
هامش
( 1 ) - رسالهء مفاخره الجوارى و الغلمان ، ص 105 ، و در البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 5 - 7 نمونههايى از اين دست بيان مىكند : از جمله اشكالات شعوبيه ، نسبت به عادات و اعمال اجتماعى و ادبى عرب اين است كه آنها هنگام خواندن خطبه ، عصا به دست مىگيرند . ديگرى گفتگوى طولانى است كه ميان دو دانشمند واقع مىشود يكى به عنوان نمايندهء عرب : نظّام طرفدار سگ و ديگرى به نام معبد شعوبى طرفدار خروس .
طرفداران سگ در بحث خود به منظور اثبات برترى سگ حديث نقل مىكنند . الحيوان ، ج 1 ، ص 356 و ج 2 ، ص 181 - 190 و بعد طرفداران خروس به آنها حمله مىكنند و احاديثى در فضيلت خروس مىآورند .
همان مأخذ ، ج 2 ، ص 251 - 254 و هنگامى كه طرفدار سگ اظهار مىدارد كه زاغ از خروس برتر است ، طرفدار خروس با او مناظره مىكند . همان مأخذ ، ج 3 ، ص 310 - 401 و نيز گفتگويى است كه ميان عرب ( طرفدار ميش ) و فارس ( طرفدار بز ) واقع مىشود كه هريك در فضيلت حيوانى كه رمز قوميت اوست به حديثى استدلال مىكند . همان مأخذ ، ج 5 ، ص 503 - 509 .