تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مبعوث كرده است ، به دليل نصّ قرآن و حديث . « 1 » امّا تعصّب ملّىگرايان ، همچون تعصّب نژادى و قومى ، قسمت بزرگى از تأليفات جاحظ را اشغال كرده و مقصود ما از آن ، موضع شعوبيه نسبت به عرب است و جاحظ در اين مورد با يك توجيه ، شعوبيه را با دين ارتباط مىدهد ، به اين معنا كه نهضت شعوبيه وسيلهء دشمنى با اسلام است : « . . . چه بسا دشمنى از ناحيهء نژادپرستى به وجود آمد ، زيرا نخستين عاملى كه موجب شد عامّهء مردم دربارهء اسلام به شك و ترديد بيفتند ، انديشهء شعوبيه و اصرار بر آن و طولانى شدن سرو صداهايى بود كه به جنگ و كشتار كشيد و هرگاه چيزى مورد دشمنى باشد ، طرفداران آن هم مورد خشم واقع مىشوند و اگر زبانى مورد خشم قرار گيرد ، سرزمين آن هم مورد خشم واقع مىشود و وقتى كه سرزمينى مورد خشم باشد ، دشمن اين سرزمين هم مورد محبّت قرار مىگيرد و همين حالات اگر ادامه يابد ، اهل آن از اسلام دور مىشوند ، زيرا مىگويند : عربها اسلام را آورده و آنها پيشگام و جلودار بوده‌اند . » « 2 » ما ، در زمينهء شعوبى به بخش جوارى ( كنيزان ) در يكى از رساله‌هاى جاحظ تحت عنوان مفاخرة الجوارى و الغلمان بسنده مىكنيم : طرفداران غلامان مىگويند : از برتريهاى غلام بر كنيز اين است كه هرگاه بخواهند كنيزى را به كمال زيبايى توصيف كنند ، مىگويند : اين كنيز مانند غلام است و دختر بچّه را غلاميّة مىگويند و شاعر در توصيف كنيزكى چنين مىگويد :
لها قدّ الغلام و عارضاه * و تفتير المبتّلة اللّعوب
« قد آن كنيز مانند قد غلام و دوگونه‌اش مانند دوگونهء اوست و داراى ناز و عشوهء دخترى دلرباست . » بالاتر از سخن شاعر ، سخن خداوند است : « و براى ( خدمت ) آنان ( اهل بهشت ) پسرانى هستند كه برگردشان همىگردند ، انگارى آنها مرواريدىاند كه در صدف نهفته‌اند » ، « 3 » و اين سخن خداوند : « برگردشان پسرانى جاودان به خدمت مشغولند . با
هامش
( 1 ) - تفصيل اين بحث در كتاب البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 290 - 296 آمده است . ( 2 ) - الحيوان ، ج 7 ، ص 220 . ( 3 ) - طور / 24 .