1 - اولين ويژگى كه در شيوهء تفسيرى زجّاج به چشم مىخورد ، تلخيص و نقل مطالب تفاسير روايى دربارهء متن قرآن است .
به عنوان نمونه ، او دربارهء آيهء شريفهء :
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً * وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً
، مىگويد :
در تفسير اين آيات گفته شده منظور از « نازعات » و « ناشطات » فرشتگانى هستند كه ارواح كافران را مىگيرند و آنها را به بند مىكشند و لذا جان دادن بر آنان سخت مىشود .
منظور از آيهء :
وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً * فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً
، اين است كه ارواح مؤمنان به راحتى از بدنشان خارج مىشوند .
برخى گفتهاند : منظور از « نازعات » فرشتگان سنگدل ، و مقصود از « ناشطات » ريسمانهايى است كه يك سر آنها گره خورده و در گردن حيوانات مىافكنند .
« سابحات » به معناى كشتيها و « سابقات » به معناى گلهء اسبان است و مقصود از « المدبّرات امرا » فرشتگانند ، جبرئيل و ميكائيل مأمور باران و روييدنيها و اسرافيل مأمور دميدن در « صور » و عزرائيل مأمور قبض ارواح است .
گفتهشده : منظور از « نازعات » ستارگانى است كه از مدارشان خارج و جابجا مىشوند . و نيز مقصود از « سابحات » ستارگانند كه در آسمان حركت مىكنند ، چنانكه خداوند فرموده :
كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 1 » ، « و هريك از آنها در مدارى در حركتند » . و همچنين « سابقات » ، ولى « مدبرات » به معناى فرشتگان است . و گفتهشده : منظور از « سابقات » فرشتگانى هستند كه درآوردن وحى براى پيامبران بر شياطين پيشى مىگيرند .
همهء اين معانى در تفسير اين آيات آمده است و خداوند به حقيقت آنها داناتر است .
بدينسان زجّاج تفاسير مربوط به آيات را نقل مىكند ، بدون اينكه خود يكى از آنها را بر ديگرى ترجيح دهد و اين وسواس علمى در سراسر تفسيرش به چشم مىخورد .
البته اين عدم اظهار نظر در مواردى است كه دليل بر اقوا بودن تفسيرى بر ديگرى نزد وى
هامش
( 1 ) - انبياء / 33 .