ضريح موسى بن جعفر عليه السّلام آن مرد را دفن نمود . حرم موسى بن جعفر كليددارى داشت كه بزهد و پارسائى مشهور بود پيوسته در حرم رفت و آمد داشت و نسبت بخدمتكارى حرم فروگذار نبود .
كليددار گفت : پس از دفن آن استاندار شب در حرم خوابيده بودم در خواب ديدم قبر او گشوده شد و آتش از آن شعلهور است دود و بوى سوختن گوشت و استخوان همه جا را گرفت حضرت موسى بن جعفر نيز ايستاده مرا باسم صدا زده فرمود : برو بخليفه بگو فلانى اسم او را نيز برد ، مرا آزردى با مجاورت اين ستمگر و سخنى درشت فرمود .
از خواب بيدار شدم از ترس بر خود ميلرزيدم فورى نامهاى نوشتم و جريان را مفصل براى خليفه نگاشتم . شب خليفه بحرم مطهر موسى بن جعفر آمد و كليددار را خواست داخل ضريح شدند دستور داد آن قبر را بشكافند تا مرده آن مرد را بجاى ديگر منتقل كنند وقتى قبر را شكافتند خاكسترى كه نشانه آتشسوزى بود مشاهده نمودند و اثرى از مرده نبود .
عيون المعجزات محمّد بن فضل از داود رقى نقل كرد كه ، به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : از دشمنان امير المؤمنين عليه السّلام و اهل بيت پيامبر مرا مطلع فرما . فرمود :
مايلى مشاهده كنى يا برايت نقل كنم ؟ گفتم ديدن بهتر است .
به حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود همان شلاق را بياور آن جناب از پى شلاق رفته آورد فرمود : پسرم موسى شلاق را به زمين بزن و دشمنان امير المؤمنين و ما را نشان او بده يك شلاق كه به زمين زد شكافته شد و دريائى سياه مشاهده كردم شلاق دوم را به دريا زد سنگى سياه ديدم شلاق سوم را بر آن سنگ فرود آورد درى باز شد همهى دشمنان على و ائمه اطهار آنجا جمع بودند از كثرت بشمارش در نمىآمدند تمام صورتهاى سياه و چشمهاى آبى هر كدام در يك طرف سنگ در زنجير آهنين بسته شده بودند فرياد ميزدند يا محمّد ، شعله فروزان آتش به صورت آنها زبانه ميكشيد به آنها ميگفتند دروغ ميگوئيد محمّد بشما ارتباطى ندارد و نه شما با او ربطى داريد .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٣