تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
ورزيده مگر اينكه تو مرا ببخشى . ابراهيم گفت : خدا ترا ببخشد . على بن يقطين قسم داد بابراهيم كه قدم روى صورت او بگذارد ولى ابراهيم امتناع ورزيد از اين كار براى مرتبه دوم او را قسم داد قبول كرد در آن موقعى كه ابراهيم پاى خود را روى صورت على بن يقطين گذاشته بود على مىگفت : خدايا تو شاهد باش . از جاى حركت كرده سوار اسب شد و در همان شب بدر خانهء موسى بن جعفر عليه السّلام آمد اجازهء ورود خواست موسى بن جعفر عليه السّلام اجازه داد و او را پذيرفت . كافى - ج 1 ص 478 - يعقوب بن جعفر بن ابراهيم گفت : خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم مردى نصرانى وارد شد ما آن موقع در عريض بوديم نصرانى گفت : من راه دور و سفر پر مشقتى را پشت سر گذاشته‌ام سى سال است كه از خداوند درخواست ميكنم مرا راهنمائى ببهترين اديان نمايد و خدمت بهترين خلق خدا و داناترين آنها برسم . در خواب شخصى را به من معرفى كردند در بالاى دمشق پيش او رفتم . گفت : من دانشمندترين شخص در دين خود هستم ، ولى از من داناتر وجود دارد . از او تقاضا كردم مرا بدانشمندترين اشخاص راهنمائى كند ، من از رنج سفر باك ندارم تمام انجيل و مزامير داود و چهار سفر تورات را خوانده‌ام و ظاهر قرآن را آن قدر خوانده‌ام كه تمام آن را حفظ دارم . گفت : اگر منظورت علم نصرانيت است من از تمام عرب و عجم واردتر به آن هستم در صورتى كه از علم يهودان بخواهى مراجعه كن به باطى پسر شراحيل سامرى كه امروز دانشمندترين يهودان است . اگر مايلى اطلاع پيدا كنى از علوم اسلام و علم تورات و انجيل و زبور و كتاب هود و هر چه بر انبياء نازل شده در گذشته و هم اكنون و هر نيكى كه از آسمان فرود آمده كسى از آن اطلاع داشته باشد يا نداشته باشد ، آن شخص مشكل‌گشاى هر مجهولى است و از هر ناراحتى شفابخش است ، سبب آرامش دلها و بينائى خردمندان