اذان صبح شد براى نماز نشست و شروع به تسبيح خدا نمود سپس از جاى حركت كرده نماز صبح را خواند . هفت مرتبه گرد خانه خدا گشت و از مسجد الحرام خارج شد .
از پيش رفتم وقتى به او رسيدم ديدم مستمندان و محتاجين اطرافش را گرفتهاند و غلامهاى زيادى در خدمتش كمر بستهاند بر خلاف آنچه قبلا مشاهده كرده بودم از دور و نزديك مردم كه ميرسيدند سلام ميكردند بيك نفر كه به او نزديكتر بود گفتم اين آقا كيست ؟ گفت اين موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام است .
گفتم : بايد چنين كارهاى شگفتانگيزى از چون اين آقا سر بزند بعضى از شعراى پيشين جريان شقيق را بشعر سرودهاند كه چند شعرى از آن را مىآوريم :
سل شقيق البلخى عنه و ما عا * ين منه و ما الذى كان ابصر
قال لما حججت عاينت شخصا * شاحب اللون ناحل الجسم اسمر
سائرا وحده و ليس له زاد * فما زلت دائما اتفكر
و توهمت انه يسأل الناس * و لم ادر انه الحج الاكبر
يضع الرمل في الاناء و يشربه * فناديته و عقلى محير
اسقنى شربة فناولنى منه * فعاينته سويقا و سكر
فسألت الحجيج من يك هذا * قيل هذا الامام موسى بن جعفر
در كشف الغمه نيز مينويسد : كه جريان بسيار بزرگى كه شاهد مقام و عظمت موسى بن جعفر عليه السّلام است : از شخصى از بزرگان عراق شنيدهام كه كرامت و منقبتى از موسى بن جعفر عليه السّلام است بعد از وفات شكى نيست كه ظهور كرامت پس از وفات با ارزشتر از زمان حيات است .
گفت : يكى از خلفاء نمايندهاى داشت از اعيان مملكت ، بسيار صاحب مقام كه او را به سمت استاندارى ناحيهاى گماشته بود كه مدتها با قدرت تمام و سختگيرى در آنجا حكومت ميكرد . آن مرد از دنيا رفت خليفه از نظر احترام بمقام او در كنار