عرضكردم : فدايت شوم اينها كيانند ؟ فرمود : جبت و طاغوت و ناپاك و لعين بن لعين يكى يكى آنها را تا آخر نام برد تا رسيد باصحاب سقيفه بنى ساعده و فتنهانگيزان و پسران ازرق و ساير مردم و بنى اميه خداوند عذاب خود را بر آنها تجديد نمايد .
توضيح : ممكن است منظور از فتنهانگيزان طلحه و زبير باشند و پسران ازرق روميان است و ممكن است اشاره بمعاويه و ياران او باشد .
در عيون المعجزات مينويسد : محمّد بن على صوفى گفت : ابراهيم ساربان اجازه خواست كه حضور وزير على بن يقطين برسد . على بن يقطين به او اجازه نداد .
در همان سال على بن يقطين به مكه رفت وقتى وارد مدينه شد اجازه خواست تا خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام برسد ، مولا اجازه نداد . روز دوم على بن يقطين موسى بن جعفر را ملاقات كرد عرضكرد آقا گناه من چه بود ؟
فرمود ترا مانع شدم براى اينكه مانع برادرت ابراهيم ساربان شدى خداوند نيز سعى و حج ترا نميپذيرد مگر اينكه ابراهيم را راضى كنى . عرضكرد : آقا من چگونه ميتوانم ابراهيم را ملاقات كنم ، در اين ساعت من در مدينه هستم و او در كوفه است .
فرمود : شب تنها بدون اينكه كسى از همراهانت با تو باشد بجانب بقيع ميروى در آنجا اسبى با زين و برگ مشاهده خواهى كرد ، سوار آن اسب ميشوى على بن يقطين به بقيع رفت سوار بر آن اسب شد طولى نكشيد كه كنار درب خانه ابراهيم ساربان پياده شد .
درب خانه را كوبيده گفت : من على بن يقطينم .
ابراهيم از درون خانه صدا زد : على بن يقطين وزير هارون درب خانه من چكار دارد ، على گفت : گرفتارى بزرگى دارم او را قسم داد كه درب را باز كند داخل اطاق شد بابراهيم گفت : مولايم موسى بن جعفر عليه السّلام از پذيرفتن من امتناع
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٤