تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
است و همراز با حق است من او را برايت معرفى ميكنم اگر چه پياده به راه بيافتى در صورتى كه نتوانستى راه به روى با زانوان ادامه دهى ، اين كار هم اگر مقدورت نبود روى زمين بنشينى و خود را بكشى به اين طور هم اگر نتوانستى با صورت بجانب او به روى . گفتم : من قدرت بدنى و مالى براى اين مسافرت دارم . گفت : پس فورى بجانب يثرب برو ، گفتم : يثرب را نمىشناسم . گفت : مدينه همان شهرى كه پيامبر عربى در آنجا سكونت داشت وقتى داخل مدينه شدى سؤال كنى از بنى غنم پسر مالك بن نجار او كنار همان مسجد سكونت دارد . با همان نشانه و علامتهاى نصرانيست برو كه والى بر آنها سخت ميگيرد خليفه از او سخت‌گيرتر است ، آنگاه سؤال ميكنى از پسران عمرو بن مبذول او در بقيع زبير ساكن است . سپس جستجو از موسى بن جعفر مينمائى كه كجا است و مسافرت است يا در شهر حضور دارد اگر به مسافرت رفته بود از پى او برو سفرش كوتاهتر از سفر تو است به او عرض كن مرا مطران ساكن غوطه دمشق راهنمائى خدمت شما نموده و بسيار سلام خدمت شما رسانده بگو ميگويد : پيوسته از خدا ميخواهم اسلام مرا بدست شما انجام دهد . تمام اين جريان را همانطور كه بر عصاى خود تكيه داشت و ايستاده بود نقل كرد . آنگاه عرضكرد اگر اجازه ميدهى عرض ادب كنم و بنشينم ، فرمود : اجازه نشستن مىدهم ولى اجازه عرض ادب ( به خاك افتادن ) نميدهم نشست و باحترام كلاه خود را از سر برداشت ، عرض كرد : فدايت شوم اجازه ميدهى صحبت كنم . فرمود : آرى . براى همين كار آمده‌اى . گفت : سلام بدوستم ميرسانى يا نميرسانى . فرمود : سلام بر او باد اگر خدا هدايتش كند ، اما سلام رساندن در صورتى است كه بدين ما در آيد . نصرانى گفت : اگر اجازه بفرمائيد از شما سؤال كنم . فرمود : بپرس گفت : مرا مطلع فرما از كتابى كه بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نازل شده و زبان به آن گشوده سپس خداوند آن كتاب را بچه چيز توصيف نموده و در اين آيه فرموده است :
حم وَ الْكِتابِ
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 76 | العلامة المجلسي / موسى خسروى