ميشوند يا نه ؟ .
قسم بجان خودم اينها قبل از اين كار منافق بودند و مخالف خدا و مسخرهكننده پيامبر بشمار ميرفتند هر دو كافرند ، بر آن دو باد لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم ، به خدا قسم ذرهاى ايمان در دل هيچ كدام از آنها وارد نشد از وقتى كه وارد اسلام شدند پيوسته شك و ترديد آنها افزايش مىيافت فريبكار و منافق بودند تا ملائكهء عذاب جان آنها را گرفتند و بقرارگاه اشخاص ذليل و خوار بردند .
پرسيدى وضع آن كسانى حضور داشتند پيش آن مرد در حالى كه مال او را به زور ميگرفتند و بار گران اطاعت را برگردن او به زور ميگذاشتند ، بعضى با آنها همكارى ميكردند و بعضى مخالف آنها بودند . اين گروه از كسانى هستند كه در اولين مرتبه مرتد شده از دين برگشتند از اين امت ، لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم بر آنها باد .
سؤال كرده بودى از مقدار علم ما . دانش ما بر سه گونه است : ماضى و غابر و حادث . ماضى كه تفسير شد و غابر نيز نوشته شده است ، اما حادث اينست كه بقلب ما الهام مىشود يا بگوشمان مىخورد اين نوع برجستهترين علم ما است . پس از پيامبر ما پيمبرى نخواهد بود . پرسيدى كنيزان اولاددار ، آنها آن كنيزان زنا - كارند تا روز قيامت ازدواج آنها بدون اجازه ولى بوده و طلاق آنها بدون عدّه است ، اما هر كه دعوت ما را پذيرفت اين ايمان ، گمراهى سابقش را از بين ميبرد و يقين او موجب از بين رفتن شكش ميگردد .
از زكاتها پرسيدى ، شما پيروان ائمه شايسته زكات هستيد ما آن را براى شما حلال كرديم ، هر كه از شما باشد در هر جا سؤال كردى از ضعيفان ( كه نميتوانند واقعيت را تشخيص دهند ) ضعيف كسى است دليل به او نرسيده باشد و از اختلاف نيز خبر نداشته همان قدر فهميد كه بين مردم اختلاف در مورد عقيده است او ضعيف شمرده نميشود ( بايد تحقيق واقعيت كند ) .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٣