تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
آموخت . اما بعد تو مردى هستى كه خداوند برايت ارتباط خاصى با آل محمّد گشاده حفظ كرده‌اى محبت و مودتى را كه لازم بوده از نظر دين ترا راهنمائى كرده و در دين بينا نموده كه آنها را بر ديگران مقدم ميدارى و در گرفتارىها به آنها پناهنده ميشوى . در نامه خود سؤالهائى كرده‌اى كه از نظر تقيه نميتوانم جواب آنها را بدهم و تكليف من پنهان داشتن آنها است پس از انقضاى سلطنت ستمكاران كه قدرتمند حقيقى بيايد و اين دنياى ناپسند جدا شود از تجاوزكاران بر خداى خود چنين صلاح ديدم كه توضيح دهم آنچه پرسيد ، مبادا شيعيان ضعيف در حيرت و سرگردانى قرار گيرند بواسطه نادانى ؟ از خدا بپرهيز و اين مطالب را با كسانى در ميان گذار كه شايسته باشند ، بترس از اينكه مايه گرفتارى اوصياء و ائمه شوى يا اختلاف بوجود آورى با افشاء نمودن اسرارى كه در اختيار تو ميگذارم هرگز چنين كارى نخواهى كرد ان شاء اللَّه . اولين خبرى كه به تو مىدهم اينست كه من به زودى در همين شبها از دنيا خواهم رفت نه از اين پيش‌آمد ناراحتم و نه پشيمان و نه ترديدى در مقدرات آينده و از قضاى حتمى خداوند دارم . چنگ بزن بدستاويز دين يعنى آل محمّد و عروة الوثقى يعنى امام بعد از امام و راه مسالمت با آنها و رضايت نسبت به آنچه ميگويند . بدنبال كيش و آئين كسانى كه با تو هم عقيده نيستند مرو و دل به راه و روش آنها مبند كه آنها با خدا و پيامبر و امانتهاى خويش خيانت كردند ، ميدانى چگونه امانتهاى خود را خيانت كردند ، كتاب خدا را بامانت در اختيار ايشان گذاشتند خيانت كردند و تحريف و تغيير دادند و بنفع فرمانروايان خود كار كردند از آنها فاصله بگيريد خداوند ايشان را مبتلا بترس و گرسنگى بكند بواسطه اين كارها كه انجام ميدهند . سؤال كردى از آن دو نفر كه مال مردى را به زور غصب كردند با اينكه آن مال خود را به فقراء و تهيدستان و درماندگان و در راه خدا خرج ميكرد ، بعد تنها به همين غصب كردن قانع نشدند او را باجبار وادار كردند ، مالش را به منزل آن دو ببرد بعد از اينكه به زور صاحب شدند خودشان شروع ببذل و بخشش كردند ، پرسيدى با اين كار كافر