گشودم تا رسيدم بموسى بن جعفر ، جريان را خدمتش عرضكردم . فرمود : درست است او آمد و برگشت . پيش زنم آمدم به او گفتم : بعد از رفتن من كسى اينجا آمد كه وارد زندان شود ؟ گفت : نه به خدا من از جلو درب هيچ جا نرفتم و نه در را براى كسى گشودم تا تو آمدى .
على بن محمّد بن حسن انبارى برادر صندل گفت : از كس ديگرى شنيدم وقتى هند بن حجاج آمد موسى بن جعفر عليه السّلام موقع رفتنش به او فرمود : اگر مايلى برگرد به محل خودت بهشت برين جايگاهت خواهد بود در صورتى كه مايل باشى ميتوانى به منزل خود به روى ، گفت نه برميگردم بزندان . خدا رحمتش كند .
على بن محمّد بن صالح صيمرى گفت : هند بن حجاج رضى اللَّه عنه از اهل صيمره بود قصر او در صيمره مشهور است .
رجال كشى : عبد اللَّه بن طاوس گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرضكردم : پدر شما را يحيى بن خالد مسموم كرد فرمود : آرى بوسيله سى دانه خرما . عرضكردم :
نميدانست كه آن خرماها مسموم است فرمود : محدث از نزد او رفت گفتم : محدث كيست ؟ فرمود : فرشتهاى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل با رسول خدا بود و با ائمه عليهم السّلام نيز هست هر چه را انسان بجويد معلوم نيست بيايد سپس به او فرمود : تو عمرى طولانى خواهى كرد . صد سال عمر كرد .
كافى : على بن سويد گفت : نامهاى خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام نوشتم وقتى در زندان بود در نامه از ايشان احوال پرسيده بودم و مسائل زيادى نيز سؤال كردم مدتى جواب نيامد بعد جوابى با اين مضمون رسيد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
- ستايش خداوندى راست كه با بزرگوارى و عظمت و نور خود دلهاى مؤمنين را روشن گردانيد و با همان عظمت و نورش دشمنى با او آغاز كردند نادانان و با عظمت و نورش تقرب جستند بسوى او تمام ساكنان آسمانها و زمين با اعمال مختلف و عقيدههاى متفاوت بعضى صحيح و برخى ناصحيح ، گمراه و هدايت يافته شنوا و كر ، بينا و كور سرگردان ستايش خدا را كه دين و آئين خدا را بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم