تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
فضل گفت : از نزد هارون خارج شدم و خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم او در زندان بود ديدم ايستاده مشغول نماز است صبر كردم تا نمازش تمام شد سلام امير المؤمنين را به او رسانده دستورش را عرض كردم هر چه امر كرده بود برايش آماده كرده بودم . فرمود : اگر دستور ديگرى به تو داده‌اند انجام بده ، عرضكردم نه ، قسم بجدت پيامبر اكرم . فرمود احتياجى به اين خلعت‌ها و پولها ندارم وقتى حق مردم در آنها باشد خدا را قسم دادم كه برنگرداند مبادا هارون خشمگين شود و فرمود هر كار تو ميخواهى بكن دستش را گرفتم و از زندان خارج كردم . عرض كردم : يا ابن رسول اللَّه ! بگو ببينم چه كار كردى كه اين شخص نسبت به تو تغيير عقيده داد من حقى به گردن شما دارم كه اين بشارت را برايتان آوردم در ضمن اجراى آزادى شما بدست من شد . فرمود : شب چهارشنبه در خواب پيغمبر اكرم را ديدم فرمود : موسى ترا از روى ستم زندانى كرده‌اند عرضكردم آرى يا رسول اللَّه مظلوم زندانى شده‌ام سه مرتبه تكرار فرمود بعد اين آيه را خواند :
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
فرمود : فردا صبح روزه بگير روز پنجشنبه و جمعه را نيز روزه بگير هنگام افطار دوازده ركعت نماز بخوان در هر ركعت پس از حمد دوازده مرتبه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
وقتى چهار ركعت از آنها را خواندى به سجده برو و اين دعا را بخوان : « يا سابق الفوت يا سامع كل صوت يا محيى العظام و هى رميم بعد الموت اسألك باسمك العظيم الاعظم ان تصلى على محمّد عبدك و رسولك و على اهل بيته الطيبين الطاهرين و ان تعجل لى الفرج مما انا فيه » . اين كارها را انجام داد نتيجه همين شد كه ملاحظه كردى . در اختصاص بجاى سى هزار درهم هشتاد هزار درهم است و پنج دست لباس و پنج مركب سوارى . عيون اخبار الرضا - عبد اللَّه بن فضل از پدر خود نقل كرد كه من دربان هارون الرشيد بودم ، روزى با خشم تمام وارد شد شمشير در دست داشت كه آن را ميچرخانيد به من گفت : فضل ! سوگند بخويشاوندى كه با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله دارم اگر
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 195 | العلامة المجلسي / موسى خسروى