تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مىكند باز دو مرتبه وضوى خود را تجديد مىكند ، بعد به سجده ميرود پس از سجده سر بر ميدارد و مختصر خوابى مىكند باز حركت مينمايد و وضو را تجديد مىكند آنگاه شب‌زنده‌دارى مىكند و در دل شب به نماز مشغول مىشود تا سپيده دم ، نميدانم غلام چه وقت به او اطلاع ميدهد كه اذان صبح شده مىبينيم به نماز ايستاده از وقتى كه بزندان من تحويل داده شده پيوسته همين طور است . گفتم : از خدا بترس مبادا در مورد اين آقا كارى از تو سر بزند كه موجب زوال نعمت شود ميدانى كه هر كس نسبت به ديگرى كار بدى بكند نعمتش زائل مىشود . گفت : چندين مرتبه به من دستور داده‌اند كه او را بكشم . من اين كار را نپذيرفته‌ام و گفته‌ام اين كار از من ساخته نيست اگر مرا هم بكشند چنين كارى را نميكنم . بعد آن جناب را تحويل بفضل بن يحيى برمكى دادند ، مدتى در زندان او بسر مىبرد فضل بن ربيع هر شب برايش غذا ميفرستاد و دستور داده بود كه غذا از جاى ديگر نياورند فقط از همان غذا افطار ميكرد . تا سه شب به همين وضع بود شب چهارم غذائى از خانه فضل بن يحيى آوردند ، در اين موقع دست بسوى آسمان بلند كرده گفت : خدايا ميدانى كه اگر قبل از امروز چنين غذائى را ميخوردم كمك بنابودى خويش كرده بودم ، همين كه از آن غذا ميل كرد مريض شد . فردا صبح برايش طبيب آوردند تا بيماريش را تشخيص دهد . طبيب گفت : شما را چه شده ؟ امام عليه السّلام جواب او را نداد . وقتى اصرار زياد كرد . دست خود را گشود و بطبيب نشان داده گفت اينست بيمارى من كف دست آن جناب سبز رنگ شده بود كه نشانه مسموم شدن بود كه آثارش در آنجا نمايان بود . طبيب رفت ، به آنها گفت : به خدا قسم او بكارى كه نسبت به او انجام داده‌ايد از شما واردتر است پس از آن از دنيا رفت . عيون اخبار الرضا - امالى صدوق ص 149 - حسن بن محمّد بن بشار گفت مردى از اهل قطيفه ربيع از شخصيت‌هاى مورد اعتماد اهل سنت گفت من از اهل بيت پيغمبر شخصيت‌هاى برجسته خيلى ديده‌ام ولى كسى را در فضل و عبادت همچون موسى
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 192 | العلامة المجلسي / موسى خسروى