بحث و سخن ما از سه صورت خارج نيست :
1 - يا خداوند تكليف را برداشته از مردم ، بعد از پيامبر اكرم ديگر امر و نهى براى آنها ندارد مانند بهائم و درندگان بدون تكليف هستند آيا اين وضع را معتقد مىشوى كه بعد از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تكليف از مردم برداشته شده باشد .
ضرار گفت : نه چنين مطلبى را نمىپذيرم .
2 - يا مردم تكليف دارند بعد از پيغمبر اكرم اما خودشان عالم شدهاند از نظر علم و دانش مثل خود پيغمبرند بطورى كه در مسائل مذهبى هيچ كدام به ديگرى احتياج ندارند هر كدام به تنهائى بىنياز هستند و بواقعيت حقيقى رسيدهاند آيا چنين چيزى را هم قبول مىكنى كه مردم بعد از پيامبر همه عالم شده باشند و به اندازه پيغمبر علم داشته باشند ، هيچ يك را به ديگرى نياز نباشد و واقعيت را همه كشف كرده باشند ؟ ! ضرار گفت : اين را نمىتوانم بپذيرم اينها احتياج به ديگرى دارند .
گفت فقط وجه سوم باقى مانده كه پيامبر اكرم براى خود جانشين تعيين كند كه راهنماى آنها باشد اشتباه نكند و غلط از او سر نزند و ستم روا ندارد و از گناه پاك باشد و خطا از او سر نزند همه در مسائل دينى به او احتياج داشته باشند ، اما او به كسى محتاج نباشد .
ضرار گفت : چگونه مىتوان او را شناخت ؟ هشام گفت : او داراى هشت امتياز است كه چهار امتياز آن مربوط بنژاد اوست و چهار امتياز در وجود خود او است .
آن چهار امتياز كه در نژاد او است : 1 - از همه نژادها معروفتر باشد .
2 - قبيله او معروفترين قبائل باشد . 3 - خانوادهاش در شخصيت از همه برجستهتر باشد .
4 - صاحب شريعت و دين يعنى پيامبر اكرم او را تعيين كرده باشد ، ما مىبينيم از نژاد انسانها نژادى معروفتر از عرب نيست كه صاحب دين و شريعت نيز از همين نژاد است كه هر صبح و شام پنج مرتبه در بالاى مأذنه نام او را مىبرند « اشهد ان لا إله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه » اين صدا بهر نيكوكار و بد كردارى و دانا و نادان و
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٩