صورتى كه معصوم نباشد خطا از او سر مىزند اطمينانى بچنين شخصى نيست كه كار خطاى خود و خويشاوندان و بستگان نزديك خويش را پردهپوشى كند ، هرگز خداوند چنين شخصى را حجت خويش بين مردم قرار نمىدهد .
گفت : بچه دليل بايد شجاعترين مردم باشد . گفت : زيرا او پناه مسلمانان است كه در جنگها از او مىآموزند و خداوند فرموده :
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
اگر شجاع نباشد فرار مىكند و در صورتى كه فرار كند مشمول غضب خدا مىشود امكان ندارد كسى كه مشمول غضب خدا است حجت خدا باشد .
گفت : بچه دليل بايد سخاوتمندترين مردم باشد گفت : زيرا او نگهبان بيت - المال مسلمانان است ، اگر سخاوتمند نباشد نفسش او را بجلب مال مردم دعوت مىكند و خيانت در اموال مسلمانان خواهد كرد در اين صورت خائن مىشود هرگز خداوند خائنى را راهنماى مردم قرار نمىدهد .
ضرار در اين موقع گفت : اين صفتها و امتيازات كه شمردى در اين زمان در چه شخصى جمع است ؟ .
هشام گفت : صاحب العصر امير المؤمنين . هارون تمام سخنان را شنيده بود در اين موقع كه هشام گفت صاحب العصر امير المؤمنين هارون رو بجعفر بن يحيى برمكى كه با او پشت پرده بود كرده گفت : چند خيك پر از نوره و واجبى زير بغل ما گذاشت منظورش از اينحرف كيست ؟ جعفر گفت : منظور او موسى بن جعفر عليه السّلام است . هارون گفت قطعا هم او را در نظر دارد كه شايسته اين صفات است دندان روى لبهاى خود گذاشت و فشرد . گفت : چنين شخصى زنده باشد و من بتوانم يك ساعت سلطنت كنم ، به خدا زبان اين مرد اثرش در دل مردم بيشتر از صد هزار شمشير زن است .
يحيى بن خالد فهميد كه كار هشام تمام است و كشته خواهد شد پشت پرده پيش هارون آمد . هارون به او گفت واى بر تو يحيى اين كيست كه آوردهاى ؟ گفت :