تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مؤمنين كسانى بودند كه هم عقيده با مايند كه معتقد بودند على امام و پيشواى بر حق و از جانب خدا است و معاويه صلاحيت براى امامت ندارد ، اينها ايمان آوردند به آنچه خداوند در باره على فرموده بود و اقرار داشتند . مشركين آنهائى بودند كه ميگفتند على امام است ولى معاويه هم صلاحيت امامت را دارد ، همين كه معاويه را در خلافت با على عليه السّلام شريك كردند مشرك شدند . گمراهان گروهى بودند بحمايت از فاميل و تعصب خانوادگى و خويشاوندى بجنگ پرداختند هيچ اطلاعى از حق و باطل نداشتند مردمانى نادان بودند . گفت : ياران معاويه چطور بودند ؟ هشام گفت : آنها نيز سه دسته ميشدند : 1 - كافر . 2 - مشرك . 3 - گمراه . كافرها آنهائى بودند كه معتقد بودند معاويه امام است و على عليه السّلام صلاحيت امامت ندارد از دو جهت كافر شدند : 1 - امامى را كه خدا تعيين كرده منكر شدند . 2 - امامى را كه خدا تعيين نكرده بامامت منصوب نمودند . مشركين گروهى بودند كه ميگفتند معاويه امام است . على نيز صلاحيت امامت دارد معاويه را با على بن ابى طالب در امامت شريك كردند ، اما گمراهان مانند طرفداران على كسانى بودند كه بحمايت از قوم و خويش و تعصب قبيله‌اى بجنگ آمده بودند . بيان - ديگر نتوانست چيزى بگويد در اينجا فرو ماند . ضرار گفت : من از تو سؤال دارم هشام ! در جواب او هشام گفت : اشتباه كردى پرسيد براى چه ؟ گفت : زيرا شما اجتماع كرده‌ايد كه امامت امام مرا رد كنيد اين شخص در اين مورد سؤالى از من كرد ديگر بشما نميرسد كه براى مرتبه دوم سؤال كنيد بايد من سؤال كنم در باره يكى از عقايد شما . ضرار گفت ، بپرس . هشام گفت : خدا را آنچنان عادل ميدانى كه ستم روا نميدارد ؟ گفت : بلى . او عادل است و هرگز ستم روا نميدارد . هشام گفت : اگر خداوند شخص زمين‌گير را تكليف كند كه بايد حتما به