ابن جعفر بوسيله عبد الرحمن بن حجاج به تو پيغام داده كه دست از مناظره بردار ولى تو پيغام او را نپذيرفتهاى بگو ببينم جريان چه بوده ؟ آيا براى تو پيغامى فرستاده كه از مناظره دست بكشى يا نه و آيا بعد از نهى نمودن آن آقا باز مناظره كردهاى . ؟ ! هشام گفت : در ايام مهدى خليفه عباسى بر فرقههاى مختلف اسلام سختگيرى شديدى كردند . ابن مفضل كتابى براى مهدى نوشت و فرقههاى مختلف اسلام را در آن كتاب يك يك شرح داد بعد همين كتاب را براى مردم نيز قرائت كرد .
يونس گفت : من خودم شنيدم آن را براى مردم در باب الذهب مدينه ميخواند يك مرتبه ديگر هم در شهر وضاح . ابن مفضل براى مهدى هر فرقهاى را با خصوصيات اعتقادى آنها در آن كتاب توضيح داده بود . نوشته بود يك فرقه را زراريه مينامند و بيك فرقه عماريه ميگويند كه آنها اصحاب عمار ساباطى هستند بيك دسته يعفوريه ميگويند از جمله فرقهها يكى ياران سليمان اقطع هستند بيك فرقه نيز جواليقيه ميگويند . يونس گفت : در آن موقع نام هشام بن حكم و اصحابش را نبرده بود . هشام بيونس گفت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام به من پيغام داد كه در اين ايام از مناظره خوددارى كن زيرا زياد سخت گرفتهاند : هشام گفت : من نيز خوددارى كردم تا مهدى از دنيا رفت و اوضاع آرامش يافت اين امرى بود كه موسى ابن جعفر عليه السّلام كرد من نيز از ايشان اطاعت نمودم .
با همين سند از يونس نقل شده كه گفت : با هشام بن حكم هنگام نماز عشاء در مسجدش بودم مسلم صاحب بيت الحكم آمد گفت : يحيى بن خالد ميگويد من دين رافضىها را باطل كردم زيرا آنها معتقدند كه دين پايدار نيست مگر بوسيله امامى حى و زنده اكنون نميدانند امامشان زنده است يا مرده . هشام گفت : ما وظيفه داريم كه اعتقاد بحيات و زنده بودن امام داشته باشم يا او زنده و حاضر است پيش ما ، يا متوارى و پنهان است تا خبر مرگش نيامده يا او را زنده ميدانيم مثالى نيز در اين مورد زده گفت مردى اگر با زن خود همبستر شد بعد به مسافرت
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٤